غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

347

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

حرّان و در جايهاى ديگر راه بر آنان بگرفت . آنان نيز دست از فساد و غارت برداشتند . در سال 635 الملك الاشرف پسر الملك العادل پسر ايوب در دمشق بمرد . مدت عمرش شصت سال بود . او مردى كريم و بخشنده بود و خواستار لذايذ و نعم اين جهانى . اوقاتش را به عيش و عشرت مىگذرانيد . هم در اين سال الملك الكامل پسر الملك العادل پسر ايوب صاحب مصر در دمشق بمرد . او را در همانجا به خاك سپردند . مدت عمرش هفتاد سال بود . او نيز مردى عاقل و فاضل و با سياست بود . انديشه‌اى صائب و رأيى استوار داشت . مهيب و بلند همت بود و فضايل و ارباب فضايل را دوست مىداشت . هم در اين سال تاتارها به سوى عراق تاختند و تا مرزهاى بغداد ، موضعى كه آن را زنگاباد مىگويند و تا سُرَّ من رأى [ : سامراء ] پيش آمدند . مجاهد الدين دويدار « 625 » و شرف الدين اقبال شرابى با سپاهيان خود به مقابله بيرون شدند و مغولان را منهزم ساختند . چون از بازگشتنشان بيمناك بودند بر باروى بغداد منجنيقهايى نصب كردند . در پايان اين سال مغولان به ناحيهء بغداد بازگشتند و به خانقين رسيدند . لشكر بغداد به نبرد بيرون آمدند ولى در حالى كه جمع كثيرى از آنان كشته شدند درهم شكسته به بغداد گريختند . مغولان غنايم بسيار به چنگ آوردند و بازگشتند . هم در اين سال در بغداد آب دجله بس هولناك و عظيم بالا آمد و خانه‌هاى بسيار ويران شد و دو سفينه در آب غرق گرديد و نزديك پنجاه تن از مسافرانشان هلاك شدند . در سال 637 سلطان غياث الدين سپاهى به ارمنستان فرستاد و ايشان مغول را از دخول به روم مانع آمدند . در سال 638 در شهر اماسيا از توابع روم مردى تركمانى دعوى پيامبرى كرده خود را بابا ناميد و گروهى مردم نادان را با تردستى و نيرنگ اغوا كرد . او را مريدى بود به نام اسحاق كه جامهء مشايخ در برداشت . بابا او را به اطراف روم مىفرستاد تا تركمانان را دعوت كند كه نزد او روند . اسحاق به سميساط رفت و دعوت بابا آشكار كرد . خلق كثيرى خصوصا از تركمانان به دو گرويدند چنان كه شمار ياران او به شش