غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

348

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

هزار تن سوار رسيد ، افزون بر پيادگان . اينان با مخالفان خود به پيكار پرداختند و همهء كسانى را كه چون ايشان نمىگفتند لا إله الا الله ، بابا رسول الله مىكشتند . بسيارى از مسلمانان و مسيحيان اهل حصن منصور و كاختين و كَركَر و سميساط و ناحيهء ملطيه را كه از آنان متابعت نمىكردند كشتند . هر سپاهى كه به جنگشان مىرفت منهزم مىشد تا به اماسيا رسيدند . سلطان غياث الدين لشكرى از فرنگانى كه در خدمتش بودند به نبردشان فرستاد . زيرا مسلمانان به سبب توهماتى كه داشتند جرأت حمله به ايشان نداشتند و خود را به سويى مىكشيدند . اين بود كه فرنگان خود در رزم با اين خوارج پيش قدم شدند و مسلمانان را به كار نگرفتند . ياران بابا درهم شكستند . فرنگان تيغ در آنان نهادند و همه را كشتند و بابا و اسحاق را نيز گرفتند و گردن زدند و شر آنان از سر مردم دور داشتند . در سال 639 جرماغون نويان شهر ارزن الروم را محاصره كرد و به جنگ بگرفت و خلقى را بكشت و زن و فرزند مردم اسير كرد و اموال مردم به غارت برد . نيز سنان ، سوباشى شهر ، را نيز بكشت . در سال 640 سلطان غياث الدين كيخسرو با جمع بسيارى از لشكر خود با ساز و برگى كه كس مثل آن نديده بود همراه با لشكرى از يونانيان و فرنگان و گرجيان و ارمنها و اعراب به ارمنستان تاخت با تاتارها نبرد كند . دو سپاه در نواحى ارزنگان [ : ارزنجان ] مصاف دادند ، در جايى به نام كوساداغ . مسلمانان و همراهانشان در اولين حمله‌اى كه بر سپاه مغول كردند شكست خوردند و پشت بدادند و بگريختند . سلطان نيز مبهوت از حادثه بگريخت ، زنان و فرزندان خويش از قيساريه برگرفت و به شهر آنقره رفت و در آنجا موضع گرفت . مغولان آن روز از جاى خود نجنبيدند . زيرا مىپنداشتند كه آن فرار از حيله‌هاى جنگى است و گريختگان در جايى كمين گرفته‌اند ، چون هيچ موجبى براى آنچنان فرارى نمىديدند ، كه شمار سپاه فراوان بود و از امتهاى مختلف . چون برايشان محقق شد كه از بيم جان گريخته‌اند ، در بلاد روم پراكنده شدند . نخست به سيواس حمله كردند و شهر را به امان بگرفتند و اموال مردم به عوض جانهايشان بستدند و هر چه از آلات حرب در آنجا بود بسوختند و با روى آن ويران كردند . سپس آهنگ قيساريه نمودند . مردم شهر چند روز به نبرد ايستادند . عاقبت ناتوان شدند و مغولان شهر را گرفتند و