غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
315
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
كند و بند برنهد . دو تن از غلامان كه در خدمت اونكخان بودند نزد تموچين رفتند و از قضيه آگاهش كردند و گفتند كه در كدام شب اونكخان قصد دستگيرى او دارد . تموچين در حال خاندان خود را فرمان داد كه خيمهها از مردان خالى كنند و آنها را همچنان بر پا به حال خود بگذارند و خود در آن نزديكى كمين گيرند . سحرگاه اونكخان و يارانش به خيمههاى تموچين حمله كردند ولى آنها را خالى از مردان يافتند . در اين حال تموچين و يارانش از كمين بيرون آمدند و بر اونكخان و ياران او زدند . جنگ درگرفت . جماعتى كشته شدند و جمعى فرار كردند . ياران تموچين بار ديگر حمله كردند و دليران سپاهش را كشتند و زن و فرزندانش را اسير كردند . در اين احوال در ميان مغول شخصى ظهور كرد معتبر ، كه در صحراها و كوهها در سرماى زمستان عريان و پابرهنه مىگشت و چندى غايب مىشد ، سپس مىآمد و مىگفت : خدا با من سخن گفته و گفته كه سراسر زمين را به تموچين و پسرانش دادهام و او را چنگيزخان ناميدم . چنگيزخان آن مرد را تبت تنگرى « 592 » ناميد و همواره با او مشورت مىنمود و از اشارت او عدول نمىكرد . چون كار چنگيزخان بالا گرفت به ميان همهء قبايل ترك رسول فرستاد كه هر كس از او اطاعت كند و از پى او رود خوشبخت است و هر كه با او مخالفت ورزد خوار و ذليل خواهد شد . نيز آن دو غلام را [ كه او را از حملهء اونكخان آگاه كرده بودند ] مورد الطاف خود قرار داد و مقام ترخانى ارزانى داشت . ترخان فرد آزادى است كه به هيچ يك از حقوق سلطانى مكلف نيست و هر چه در جنگها غنايم به دست مىآورد از آن اوست و سلطان را از آن نصيبى نيست . همچنين بر اين افزود كه اينان هر وقت كه خواهند بدون اجازه بر ملوك داخل شوند و در گناه تا نه بار از عقوبت معاف باشند . چنگيزخان را پسران و دختران بسيار بودند . خاتون بزرگ زن او اويسونجين « 593 » بيكى نام داشت . در آيين مغول اعتبار پسرانى كه از يك پدر باشند به نسبت مادر آنهاست . اين خاتون را چهار پسر بود كه پدر ، آنان را در مملكت خود به كارهاى بزرگ گماشت . نخستين توشى بود كه امور شكار به دست او بود و مغولان شكار را از هر كار ديگر بيشتر دوست مىداشتند . دوم جغتاى بود كه امور حكومت و سياست يعنى قوانين و قضا با او بود . سوم اوكتاى بود كه به سبب خرد و انديشهاش