غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

311

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

و با او به بلاد جزريه رفت . اين بلاد از آن او بود . مىخواست آن را از تعرض عز الدين صاحب موصل حفظ كند . هم در اين سال در اول جمادى الاولى سيف الدين بكتمر صاحب خلاط كشته شد . ميان كشته شدن او و مرگ صلاح الدين دو ماه فاصله بود . سيف الدين از مرگ صلاح الدين بسيار خوشحالى كرده بود ولى خداوند او را مهلت نداد . پس از او ظهير الدين هزار دينارى خلاط را بگرفت . او نيز از مماليك شاه ارمن بود . هم در اين سال در سلخ شعبان ، اتابك عز الدين مسعود پسر مودود پسر زنگى پسر آق سنقر صاحب موصل در موصل بمرد و پس از او نور الدين ارسلانشاه به جايش نشست . عز الدين مردى خير خواه و نيكوكار و بردبار و اندك معاقبت و بسيار آزرمگين بود . همواره كه با همنشينان خود صحبت مىداشت سر فرود مىداشت . هر چه از او خواسته مىشد ، يا به جهت دوستى يا به جهت كرم و بخشندگى خويش ، هيچ نمىگفت . در سال 591 آلفونسو « 591 » پادشاه فرنگان كه مقر ملك او در طُلَيطَلَه [ : تولدو ] بود به يعقوب پسر يوسف پسر عبد المؤمن نامه‌اى نوشت كه در آن آمده بود : تو امير مسلمانان هستى و بر تو پوشيده نيست كه رؤساى اندلس چگونه رعيت را فرو گذاشتند و خود غرق در راحت و آسايش شدند . من آنان را به خوارى مىافكنم و خانه را تهى مىكنم و فرزندانشان را برده مىسازم و پيران را گوش و بينى مىبرم و جوانان را مىكشم و تو معذور نيستى كه در يارى ايشان درنگ كنى در حالى كه معتقدى كه خداوند بر شما واجب كرده كه هر يك تن از شما با ده تن از ما نبرد كند ، ولى من تخفيف مىدهم و مىگويم هر يك تن از شما با يك تن از ما بجنگد . همچنين خبر يافته‌ام كه نبرد با ما را پيوسته از اين سال به آن سال به تعويق مىافكنى و همواره گرفتار ترديد شده پايى پيش مىگذارى و پايى واپس مىكشى . نمىدانم سبب اين گونه رفتارها ترديد و ترس است يا اين كه به آنچه از سوى خدا بر شما نازل شده ايمان ندارى و آنها را دروغ مىپندارى ؟ اينك من سخنى مىگويم كه صلاح تو در آن است . هر كه را دارى بر كشتيها و مركبها بنشان و بسيج كن ، من نيز چنان مىكنم و با تو در هر جا كه در نزد تو بهتر و عزيزتر باشد مبارزه آغاز مىكنيم . اگر تو پيروز شدى كه آن همه غنايم به دست تو خواهد افتاد و آن هديه‌اى است از ما كه تقديم تو