غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
287
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نرمخوى و عفيف است . او را حاضر كردند و در جانب راست بنشاندند . سلطان و وزير داخل شدند و پيمان بسته شد و سوگندها خوردند . وزير ترتيب اين كارها بداد . سلطان از نزد او بيرون آمد . امرا و قضات و فقها در آمدند و با او بيعت كردند . اين واقعه در روز دوازدهم ذو الحجهء سال 530 اتفاق افتاد . خليفهء نو را المقتفى لامر الله ناميدند . در سال 531 راشد ، خليفهء مخلوع ، از اتابك زنگى جدا شد و از موصل به همدان رفت كه ملك داود در آنجا بود . در همين سال از همدان راهى اصفهان شد . در اواخر رمضان ، جماعتى از خراسانيانى كه در خدمت او بودند با او درآويختند و به قتلش آوردند ، در آن هنگام راشد قصد قيلوله داشت و تازه از بيمارى شفا يافته بود . او را در بيرون شهر اصفهان در شهرستان دفن كردند . مدت عمرش چهل سال بود . در سال 532 اتابك زنگى به حماة رفت و نزد شهاب الدين صاحب دمشق رسولى فرستاد و مادرش زمرد خاتون دختر چاولى را خواستگارى كرد . اين زن در خارج شهر دمشق بر ساحل رود بردى مدرسهاى ساخته است . شهاب الدين مادر خود را به او به زنى داد و نيز حمص را با دژ آن تسليم كرد . آنچه اتابك زنگى را به اين ازدواج واداشته بود اين بود كه زمرد خاتون در دمشق چنان بود كه همه از او فرمان مىبردند . اتابك مىپنداشت بدين وسيله دمشق را در تصرف آورد . چون او را به زنى گرفت و ديد به آرزوى خود نمىرسد از او اعراض كرد . هم در اين سال حسام الدين تمرتاش پسر ايلغازى صاحب ماردين دژ هتّاخ را تصرف كرد . آن دژ را از يكى از آخرين بازماندگان آل مروان بستد . در سال 533 اتابك زنگى پسر آق سنقر بعلبك را گرفت . در سال 534 اتابك زنگى شهر زور و توابع آن را به تصرف آورد . در سال 537 محمد بن دانشمند صاحب ملطيه و ثغر بمرد و ملك مسعود پسر قلج ارسلان صاحب قونيه كه از سلجوقيان بود بر بلاد او مستولى شد . در سال 539 اتابك عماد الدين زنگى شهر رها را از فرنگيان بگرفت و پس از تصرف رها دژ بيره را كه از آنِ فرنگ بود محاصره كرد . اين دژ يكى از استوارترين دژها بود . چون دژ را در محاصره آورد و گشودن آن نزديك شد ناگهان خبر قتل نايب