غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

286

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

در سال 530 ابو على مهندس مصرى در مصر بود . او از حاملان علم هندسه و مردى فاضل و اديب بود و از شعر او آشكار است كه شاعر آن مردى هندسه دان بوده است . از اشعار اوست : تقسّم قلبى فى محبة معشر * بكل فتى منهم هواى منوط كأنّ فؤادى مركز و هم له * محيط و اهواى لديه خطوط « دلم ميان محبت تنى چند ، تقسيم شده است و اشتياق من با يكايك آن جوانان پيوند خورده است . گويى قلب من مركز دايره است ، و آنان محيط آن ، و رشته‌هاى اشتياق شعاعهايش . » و نيز از اوست : اقليدس العلم الذى هو يحتوى * ما فى السماء معا و فى الآفاق هو سلّم و كانّما أشكاله * درج الى العلياء للطّرّاق تزكو فوائده على انفاقه * يا حبّذا زاك على الانفاق ترقى به النفس الشريفة مرتقى * أكرم بذاك المرتقى و الراق « اقليدس از آن قله‌هاى علم است كه دانش او هر چه را در آسمان و زمين است در بر دارد . او همانند نردبانى است و اشكال او چون پله‌هاى نردبان است كه روندگان را به اوج مىرساند . چون از علمش انفاق كند بر آن افزوده شود . زها خيرى كه به انفاق فزونى گيرد . به نيروى آن نفس شريف به جايگاهى بلند رسد ، گرامى باد اين فرارونده و آن جايگاه فرازين . » المقتفى لأمر الله محمد پسر المستظهر باللّه چون خطبه الراشد باللّه را قطع كردند سلطان مسعود فرمان داد محضر بنويسند و در آن هر چه راشد مرتكب شده و اموال و اشيايى را كه در دوران خلافتش به زور گرفته همه را بنويسند . سپس فتوا خواست كه : آيا كسى كه در او اين صفات باشد شايستهء خلافت هست يا نه ؟ همه فتوا دادند كه : هر كس چنين صفاتى داشته باشد شايستهء خلافت نيست . سلطان با جماعتى از اعيان بغداد مشاورت كرد كه چه كسى شايستهء خلافت است ؟ وزير ، محمد پسر المستظهر باللّه را نام برد و گفت خردمند و ديندار و