غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
282
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
در سال 517 چون بلك پسر بهرام بن ارتق ديد كه بدر الدوله سليمان پسر عمش نمىتواند بلاد خود را از تعرض فرنگ در امان دارد بر سر او به حلب لشكر برد و شهر را در محاصره گرفت و آن را به امان در حيطهء تسخير گرفت . در سال 518 بلك پسر بهرام به منبج لشكر كشيد و آنجا را بگرفت و به محاصره دژ رفت . در آن حال كه در آنجا به نبرد مشغول بود تيرى آمد و او را به قتل رسانيد . چون بمرد سپاهش پريشان شد و آق سنقر برسقى حلب و دژ آن را در تصرف آورد و فرنگان شهر صور را تسخير كردند . در سال 520 ، در ماه ذو القعده ، قسيم الدوله آق سنقر برسقى صاحب موصل در شهر موصل كشته شد . در روز جمعه باطنيان او را در مسجد جامع به قتل رسانيدند . پسرش عز الدين مسعود موصل را در تصرف آورد و كسى به مخالفت او برنخاست . مورخ گويد : عجب در اين است كه قبل از همه صاحب انطاكيه نزد عز الدين مسعود كس فرستاده بود تا او را از قتل پدر خود آگاه كند ، پيش از آنكه ديگران به او خبر دهند ، زيرا در اثر شدت توجهى كه روميان به اوضاع و احوال بلاد اسلامى داشتند قبلًا خبر يافته بودند . در سال 521 اتابك عماد الدين زنگى بن آق سنقر عهدهدار شحنگى بغداد شد . او از سوى سلطان محمود اين مقام يافته بود . در سال 522 عز الدين مسعود پسر آق سنقر بمرد و برادرش عماد الدين زنگى موصل و توابع آن را تصرف كرد . در سال 522 عماد الدين زنگى پسر آق سنقر بر حلب و دژ آن تسلط يافت و پس از يك سال حماة را گرفت . در سال 524 در دوم ذو القعده الآمر به احكام الله ابو على بن مستعلى علوى صاحب مصر كشته شد . او به گردشگاهى رفته بود . چون بازگشت باطنيان در او آويختند و كشتندش . او را فرزندى نبود . پس از او پسر عمش ابو الميمون عبد المجيد پسر ابو القاسم بن مستنصر علوى صاحب مصر را به جانشينىاش برگزيدند و الحافظ لدين الله لقبش دادند ولى با او به خلافت بيعت نكردند . بلكه بر آن بيعت كردند كه به نيابت از الآمر بر كارها نظر كند تا اگر كودكى از الآمر به احكام الله