غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

15

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

حروف آن را به حساب جمّل جمع كنيم حاصل آن 656 خواهد شد و در اين سال هجرى ، آخرين خليفهء عباسى كشته شد و در واقع آن پادشاهى عظيم از ميان فرزندان اسماعيل بيرون رفت . پس از صد سال كه از عمر ابراهيم سپرى شد ، سارا براى او اسحاق را به دنيا آورد . چون اسحاق به نوزده سالگى رسيد . ابراهيم او را به كوه نابو فرا برد تا در راه خدا قربان كند و خداوند او را به بره‌اى كه در ميان درختان گرفتار شده بود باز خريد « 37 » . بره نماد سيد ما يسوع مسيح است كه با فدا كردن خويش جهان را نجات بخشيد . از اين رو در انجيل مقدس خود مىگويد : ابراهيم آرزو داشت كه اين روز مرا بنگرد و نگريست و شادمان شد . گويند كه در اين سال ملكيصدق بناى اورشليم را به پايان آورد . چون اسحاق به سى و هشت سالگى رسيد مادرش سارا در سن صد و بيست و هفت سالگى از دنيا برفت و ابراهيم قنطورا دختر پادشاه ترك را به زنى گرفت . چون اسحاق به چهل سالگى رسيد ايليعازر خانه زاد ابراهيم به حرّان رفت و رفقا ، زوجهء اسحاق ، را براى او آورد . چون ابراهيم از دنيا رفت او را در كنار گور زنش سارا در مغارهء مضاعفى كه از عفرون حيثانى خريده بود به خاك سپردند . در زمان ابراهيم ملكهء آشور سميراميس « 38 » بود او از بيم بازگشت طوفان تپه‌ها [ : سدها ] يى بنا كرد . اسحاق پسر ابراهيم براى او يعقوب زاده شد و او در آن هنگام شصت ساله بود ، و همهء مدت عمرش صد و هشتاد سال بود . پس از بيست سال كه از زناشويىاش با رفقا گذشت رفقا آبستن شد . رفقا از آبستنى خود رنج مىبرد . نزد ملكيصدق رفت تا سبب پرسد . ملكيصدق او را دعا كرد و بشارت داد كه در درون تو دو امت بزرگ توأمان هستند . و آنكه بزرگتر است آن را كه خردتر است فرمانبردار سازد . و آن خردتر عيسو بود ، پدر اذوميان يعنى فرنگان سرخ موى ، كه فرزندان او مطيع يعقوب پدر بنى اسرائيل