غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
274
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
انطاكيه را بگرفت . فرنگان پيش از اين طليطله [ : تولدو ] ، از بلاد اندلس ، و ديگر جايها را گرفته بودند . سپس به جزيرهء صقليه [ : سيسيل ] رانده و آنجا را نيز در تصرف آورده بودند . اينك به سواحل افريقيه رانده و قسمتهايى از آن را تسخير كرده بودند . چون قوام الدوله كربوقا خبر يافت كه فرنگان انطاكيه را گرفتهاند ، سپاه خود بسيج كرد و به شام رفت و بر در انطاكيه فرود آمد و شهر را در محاصره گرفت . از ملوك مسيحى بالدوين و سنژيلى « 574 » و كندفرى و كنت « 575 » و بوهموند « 576 » ، صاحب انطاكيه ، در آنجا بودند . محاصره سبب شد كه در شهر خوردنى كمياب شود . آنان نزد كربوقا رسولى فرستادند و از او خواستند امانشان دهد تا از شهر خارج شوند . كربوقا امانشان نداد و گفت : شما را جز به نيروى شمشير از شهر نرانم . در ميان فرنگان راهبى بود مطاع و نيك خردمند . گفت : فطروس سليح را عصايى بود كه بر سر آن آهنى بود . آن عصا اكنون در كليساى قسيان در جايى دفن شده است . اگر آن را بيابيد رهايى شما بدان خواهد بود و گرنه هلاك همگان محقق است . و فرمان داد كه روزه بدارند و توبه كنند . همه سه روز روزه داشتند و دست به توبه برداشتند . روز چهارم همه را به آن موضع برد . عامه مردم نيز با آنان بودند و به كندن زمين مشغول شدند و آن عصا را چنان كه راهب گفته بود بيافتند . « 577 » راهب گفت : شما را بشارت باد به پيروزى . همگان را عزيمت استوار شد و روز پنجم از دروازه بيرون آمدند پنج پنج و شش شش . مسلمانان به كربوقا گفتند : مىبايد دروازه را بگيريم و هر كه بيرون مىآيد بكشيم . كربوقا گفت : نه ، مهلت دهيد تا همه از شهر بيرون آيند آنگاه همه را يك جا بكشيم . چون همگان بيرون آمدند و كس در شهر نماند نبردى سهمناك آغاز كردند . مسلمانان منهزم شدند . آخرين كسى از ايشان كه بگريخت سقمان پسر ارتق بود . از سپاه كربوقا هزاران تن كشته شدند و مسيحيان هر چه طعام و اموال و چارپا و اسلحه در لشكرگاهش بود به غارت بردند و حالشان نيكو شد و توش و توانشان بازگشت و از آنجا به معرة النعمان رفتند و آنجا را تصرف كردند . در سال 492 مصريان كه تركان را ناتوان يافتند ، به بيت المقدس لشكر بردند و امير سقمان و ايلغازى ، پسران ارتق تركمانى ، و پسر عمشان سونج را در محاصره افكندند و بيش از چهل منجنيق بر آن نصب كردند و شهر را به امان بگرفتند . سقمان و يارانش از بيت المقدس بيرون آمدند . مصريان مردى به نام افتخار الدوله را بر شهر