غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
237
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
مىگرفت و با هر كارى كه مىخواستند بكنند ، به خاطر مصلحتى مخالفت مىورزيد و فرزندان از او ملول شده بودند . در سال 357 روميان شهر انطاكيه را گرفتند . در سال 361 المعز لدين الله علوى صاحب بلاد مغرب از افريقيه به آهنگ مصر بيرون شد و در نزديكى قيروان فرود آمد . مردان و كارگزاران و اهل بيتش به دو پيوستند و هر چه را در قصرهاى خود داشت از اموال و امتعه با خود بياورد . حتى سكههاى دينار را ذوب كرده به صورت سنگ آسياب ، در قالب ريخته بودند و هر دوتاى از آنها را بار شترى كرده بودند . بدين هيئت وارد اسكندريه شد . مردم مصر و اعيان آن به پيشباز آمدند . معز با ايشان ديدار كرد و گراميشان داشت و نيكوييها كرد . در پنجم رمضان سال 362 وارد قاهره شد و سراسر ملك مصر را بىهيچ منازعه و ضرب و طعنى در تصرف آورد . هم در سال 362 دمستيكوس به آمِد لشكر كشيد . هزار مرد ، غلام ابو الهيجاء بن حمدان ، در آنجا بود . ابو الهيجاء به ابو تغلب [ بن ناصر الدوله ] نامه نوشت و از او يارى طلبيد . ابو تغلب برادر خود هبة الله بن ناصر الدوله را به يارى او فرستاد . آن دو به نبرد دمستيكوس متحد شدند و به سوى او راندند . در آخر رمضان با او رو به رو شدند . دمستيكوس را سپاه بزرگى بود . اين دو در تنگنايى كه اسبان را يارى جولان نبود به مقابله پرداختند . روميان كه آمادهء نبرد نبودند منهزم شدند . مسلمانان دمستيكوس را اسير كردند . و او همچنان در زندان بود تا سال 363 كه بيمار شد و ابو تغلب در معالجهء او مبالغت كرد و همهء پزشكان را به بالين او آورد ولى تلاش او سودمند نيفتاد و بمرد . هم در سال 363 در نيمهء ذو القعده المطيع للّه خود را از خلافت خلع كرد و آن را به پسر خود الطائع للّه سپرد . مدت خلافت مطيع بيست و نه سال و پنج ماه بود . در سال 339 محمد بن محمد بن طرخان ، ابو نصر فارابى در دمشق وفات كرد . فاراب يكى از شهرهاى ترك است در ما وراء النهر . ابو نصر به عراق آمد و در بغداد مكان گزيد و علوم حكمى را نزد يوحنا بن حيلان كه در ايام مقتدر از دنيا رفت ،