غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
220
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
قبرش را محو كرد . چون سر مقتدر را نزد مونس آوردند گريست و بر سر و صورت خود زد و كسانى را به سراى خلافت فرستاد تا آن را از غارت حفظ كنند . مدت خلافت مقتدر بيست و پنج سال بود و مدت عمرش سى و هشت سال . در سال 317 محمد بن جابر بن سنان ابو عبد الله الحرانى معروف به بتّانى ، يكى از مشاهير رصدگران كواكب ، از دنيا برفت . در اسلام كسى نيست كه به مقام ارجمند او در تصحيح رصدهاى كواكب و امتحان حركات آنها رسيده باشد . وى بر مذهب صابى و اصل او از حران بود . در سال 320 محمد بن زكرياى رازى وفات كرد . او در آغاز كار عود مىزد ، سپس عود نوازى را رها كرد و به آموختن فلسفه پرداخت و در آن علم پيشرفتى شايان نمود . رازى كتب بسيار تأليف كرده بيشتر در صناعت طب و ديگر معارف طبيعى . بيمارستان رى زير نظر او بود و زمانى نيز بيمارستان بغداد . در اثر افراط در خوردن باقلا در چشمش رطوبت پديد آمد . و در پايان عمر چشمانش آب آورد . چشم پزشكى ( كحال ) آمد تا چشمانش را ميل زند . رازى پرسيد : چشم را چند طبقه است ؟ كحّال گفت : نمىدانم . رازى گفت : كسى كه نمىداند چشم را چند طبقه است نبايد چشم مرا ميل زند . گفتند : اگر چشمت را ميل بزند شايد بتوانى ديد . گفت : از بس دنيا را ديدهام ملول شدهام . گويند كه رازى در عصر خويش هيچ همانندى نداشت . او يگانهء دهر بود . به همه علوم قدما بخصوص طب آگاه بود . رازى سرى بزرگ چون سبد داشت . هيچگاه از نوشتن فارغ نبود . يا پيش نويس مىكرد يا پاكنويس . رازى در علم كيميا دوازده كتاب تأليف كرده است . او مىگفت : دست يافتن به كيميا به ممكن نزديكتر است تا به محال . رازى مردى كريم و بخشنده و نيكوكار و نسبت به فقرا و بيماران رئوف و مهربان بود . گاه خود مخارج آنان را متحمل مىشد و براى معاينه و دارو چيزى نمىگرفت . از كعبى حكايت شده است كه گفت : به محمد بن زكريا گفتم تو دعوى سه گونه علم مىكنى و در آن سه نادانترين مردم هستى . نخست آنكه مدعى علم كيميا هستى و