غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
188
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
مأمون پسر هارون الرشيد ، رسيد آنچه را جدش آغاز كرده بود به پايان آورد و آهنگ آن كرد كه علم را از مواضع و معادنش به دست آورد ، از اين رو از ملوك روم خواست كه هر چه از كتب فلسفه در نزد آنهاست براى او بفرستند . آنان نيز بفرستادند . آنگاه مترجمان چيرهدست را برگزيد و به ترجمه آن كتب برگماشت و آنان نيز تا آنجا كه مىتوانستند آن كتب را ترجمه كردند . سپس مردم را به خواندن و آموختن آن ترجمهها ترغيب كرد . خود نيز با حكما خلوت مىكرد و از مناظره و مذاكره با آنان لذت مىبرد . و او مىدانست كه اهل علم برگزيدگان خداوندند از ميان مخلوقاتش و نخبهء بندگان او هستند ، زيرا آنان توجه خويش بدان گماشتهاند كه به فضايل نفس ناطقه نايل آيند و از گرايشهاى چينيان و تركان و آنان كه خواستها و گرايشهايى چون آنان دارند ، روى گردان باشند . اينان همه رقابتهايشان در اين است كه از حيث دقت در صنايع عملى بر يك ديگر پيشى گيرند و به آن گونه اخلاق كه مولود نفس غضبيه است مباهات كنند و به قواى شهويه تفاخر ورزند . و عالمان از اين گونه امور بركنارند ، چه مىدانند بهايم در بسيارى از اين موارد با آنان شريكند ، حتى در مواردى بر آنان برترى دارند . مثلًا در صنايع عملى ، زنبور عسل از هر انسانى آن خانههاى شش ضلعى را كه قوت خويش در آن انبار مىكند ، بهتر مىسازد . در دليرى و جرأت ، شير و ديگر حيوانات را در نظر بياوريد ، آنها كارهايى مىكنند كه از عهده آدميان بر نمىآيد و هرگز آدمى مدّعى آن نتواند شد . اما در آزمندى به خوردن و جماع كردن خوك و حيوانات ديگر كه نيازى به ذكر آنها نيست بر آدمى برترى دارند . از اين روست كه گفتهاند عالمان چراغهايى هستند كه شب تيره را روشنى مىبخشند و سروران و پيشوايان نوع بشرند . اگر آنان نباشند جهان وحشت آبادى بيش نيست . يكى از منجمان در عصر مأمون ، حبش حاسب « 488 » مروزى است . او اصلش از مرو بود ولى در بغداد مىزيست . او را سه زيج است : يكى را به شيوه و مذهب سند هند « 489 » تأليف كرده . دوم كه مشهورترين تأليفات اوست ، زيج ممتحن است . اين زيج را پس از آنكه از رنج فراوانى كه در رصد كردن ستارگان متحمل شده بود تأليف كرد . سوم زيج صغير است معروف به زيج شاه . حبش حاسب را جز اين سه زيج تأليفات ديگرى نيز هست . او صد سال در جهان بزيست .