غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
189
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
ديگر از منجمان اين عصر ، احمد بن كثير فرغانى « 490 » است ، صاحب كتاب المدخل الى علم هيئة الافلاك . اين كتاب حاوى مطالب عمدهء كتاب بطلميوس است كه با الفاظى شيرين و عباراتى روشن نوشته شده است . ديگر عبد الله بن ابى سهل بن نوبخت « 491 » است . او در علم نجوم مقامى بس و الا دارد . ديگر محمد بن موسى خوارزمى « 492 » است . ارباب اين فن ، پيش از رصد و پس از آن به زيج اول و دوم او ، معروف به سند هند ، تكيه داشتهاند . ديگر از منجمان اين عصر ، ما شاء الله يهودى « 493 » است . او از زمان منصور تا عصر مأمون زندگى كرد . مردى فاضل بود و در عصر خود بىهمتا . در سهم الغيب « 494 » حظّى وافر داشت . ديگر يحيى بن ابى منصور « 495 » بود كه مردى فاضل و جليل القدر بود و صاحب عزت و مكانت . چون مأمون خواست به رصد كواكب پردازد او و جماعتى از علما را به رصد و ساختن آلات آن فرمان داد . آنان نيز در شماسيهء بغداد و كوه قاسيون دمشق به كار پرداختند . ابو معشر گويد : محمد بن موساى منجم جليس - نه خوارزمى - به من گفت كه يحيى بن منصور حكايت كرد كه نزد مأمون رفتم ، جماعتى از منجّمان در آنجا بودند و مردى نيز كه دعوى پيامبرى مىكرد . مأمون عاصمى « 496 » را براى اين كار دعوت كرده بود و او هنوز نيامده بود و ما نمىدانستيم . آنگاه به من و ديگر منجمانى كه حاضر بودند گفت : برويد طالع اين مرد را در اين دعوى كه مىكند بگيريد و به من خبر دهيد كه اوضاع فلك بر چه دلالت دارد ، راست مىگويد يا دروغ . و مأمون به ما نگفته بود كه او دعوى نبوت كرده است . ما را به يكى از شبستانها بردند . ما وضع طالع را معين كرديم و موضع ماه و آفتاب را در يك دقيقه تصوير نموديم و سهم السعادهء آنها و سهم الغيب را در يك دقيقه با دقيقه طالع . و طالع جدى بود و مشترى در سنبله ناظر بر جدى و زهره و عطارد در عقرب هر دو ناظر بر او . همهء منجمانى كه حاضر بودند نظر دادند كه آنچه او ادعا مىكند صحيح است و من خاموش بودم . مأمون مرا گفت : تو چه مىگويى ؟ من گفتم كه او در طلب تصحيح آن ادعاست و او را حجتى است ، زهرهاى و عطاردى ، و تصحيح آنچه ادعا مىكند براى او تمام نشود