غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
6
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
خَنوخ پسر يا رد براى او متوشالح « 20 » زاده شد و عمر او بدين هنگام به رأى تورات سبعينى صد و شصت و پنج سال بود و به رأى يهود شصت و پنج سال . خنوخ هميشه به فرمان خداوند كار مىكرد و دستورهاى او را به كار مىبست و از پى خير مىرفت و از شر رويگردان بود و همواره به عبادت مشغول بود . سيصد سال عبادت كرد . خداوند او را زنده به هر جاى كه مىخواست ببرد . گويند او را به بهشت برد . يونانيان باستان مىپندارند كه خنوخ هرمس است . و او طريسميجيسطيس « 21 » يعنى دارندهء تعليمات سهگانه است . زيرا او خداوند را به سه صفت ذاتى : وجود و حكمت و حيات وصف كرد . عرب او را ادريس خواند . بعضى به سه هرمس قائلند : يكى هرمسى كه در مصر عليا سكونت داشت و نخستين كسى بود كه در جواهر علوى سخن گفت و مردم را به طوفان بيم داد و چون از نابود شدن علوم و از ميان رفتن صنايع بيمناك شد اهرام مصر را بنا كرد و بر آن همهء صناعات و ابزارها را تصوير نمود تا پس از او تا ابد بر جاى مانند و نيز طبقات علوم را بر آنها رسم كرد . دوم هرمس بابلى است كه در كلواذا ، شهر كلدانيان ، مىزيست . او بعد از طوفان بود و نخستين كسى بود كه پس از نمرود پسر كوش شهر بابل را بنا كرد . و سوم هرمس مصرى است ، و اين همان است كه او را طريسميجيسطيس خوانند يعنى هرمس مثلث در حكمت . او سومين هرمسهاست و هر سه حكيم بودهاند . اندكى از نوشتههاى او نقل شده است . از جمله گفتگوى اوست با شاگردش طاطى « 22 » به صورت پرسش و پاسخ ميان آن دو . از اين گفتگو آنچه باقى مانده بدون نظم و پيوند است . زيرا كهنه و پراكنده است و نسخهاى از آن به زبان سريانى در نزد ما موجود است . گويند كه هرمس نخستين صد و هشتاد شهر بنا كرده كه كوچكترين آنها شهر رها است ، و براى مردم آيينهايى آورد در پرستش خداى يكتا و روزه و نماز و زكات و نيز برگزارى عيدها به هنگام حلول ستارهها در منازل خود و به هنگام شرف « 23 » آنها و نيز