غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

7

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

هر گاه كه ماه نو ديده مىشد و خورشيد به هر يك از برجهاى دوازده‌گانه در مىآمد . او مىگفت كه از هر ميوه ، نوبر آن را در راه خدا دهند و از عطرها و قربانيها و شرابها گرانمايه‌ترينش را . هرمس شراب و خوردنيهاى ناپاك را حرام كرد . صابئان پندارند كه شيث پسر آدم همان آغاثاذيمون مصرى معلم هرمس است . اسكلپيادس « 24 » شاه يكى از كسانى بود كه از هرمس حكمت آموخت و هرمس او را بر ربع معمورهء زمين امارت داد و آن ربع همان قسمتى است كه يونانيان بعد از طوفان متصرف شدند . چون خداوند هرمس را به نزد خود برد اسكلپيادس سخت محزون شد و بر او افسوس خورد ، زيرا زمين از بركت و علم او محروم شده بود . اين بود كه فرمان داد به مانند او تنديسى بريزند و آن را در بتخانهء خويش نصب كرد . اين تنديس در نهايت ابهت و وقار و عظمت بود . آنگاه تصويرى ديگر از او ترتيب داد كه فرار فتنش را به آسمان نشان مىداد . اسكلپيادس گاه در برابر اين تمثال مىنشست تا چيزى از حكمتهاى او را به ياد آورد و اندرزهاى او را در باب عبادت به كار بندد . پس از طوفان ، يونانيان پنداشتند كه آن تنديس از آن اسكلپيادس است ، پس نيك به تعظيم او پرداختند . بقراط [ يا هيپوكراتس ] در سوگند نامه‌اش به شاگردان مىگفت : « شما را به خدايى كه آفرينندهء مرگ و زندگى است و به پدرم و پدرتان اسكلپيادس سوگند مىدهم » ، نيز او را تصوير مىكرد در حالى كه شاخه‌اى از خطمى به دست داشت و اين رمزى بود از فضيلت اعتدال در امور و نرمى و فرمانبردارى در روابط با يك ديگر . جالينوس گفت : « لازم نيست بهبود يافتنى را كه بيماران از دخول در معبد اسكلپيادس به دست مىآورند مردود بشمريم » . من مىگويم هر خبرى كه از پيش از طوفان به ما رسيده و سخن پيامبران نباشد چيزى جز حدس و تخمين نيست و بر آن اعتماد نتوان كرد . متوشلح پسر خنوخ براى او لمك زاده شد و در آن هنگام عمرش بنا به رأى تورات سبعينى صد و شصت و هفت سال بود و بر رأى يهود صد و هشتاد و هفت سال و همه عمر او به