غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

4

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

مىگويد : رمزى است كه مراد از آن مراء در ذات و صفات خداوند است . بنابر رأى مارثوديوس « 11 » ، پس از سى سال تبعيد از بهشت ، آدم با حوا همبستر شد و حوا قايين « 12 » [ قابيل ] و قليميا خواهر او را توأمان زاييد و پس از سى سال ديگر آدم با حوا همبستر شد و حوا هابيل و لبوذا خواهر او را توأمان زاييد . پس از هفتاد سال ديگر آدم آهنگ آن كرد كه هر خواهرى را نه به توأم خود كه به توأم خواهر ديگرش شوى دهد . ولى قايين از زناشويى با توأم هابيل سرباززد و خواستار ازدواج با توأم خود بود . بدان منظور از ثمرات زمين خود - زيرا كشاورز بود - چيزى به خداوند هديه كرد ولى به سبب روش ناستوده‌اى كه داشت هديه‌اش پذيرفته نيامد و هابيل كه چوپان بود گوسفندى از نوزادگان گله خويش قربان كرد و به سبب روشى ستوده كه داشت قربانىاش پذيرفته آمد . پس قايين كينهء برادر را در دل نهان داشت و او را ناگاهان بكشت و در سرزمين نوذ « 13 » مكان گزيد ، و آن سرزمينى بود بيرون مرزهاى برادرش . آدم براى هابيل صد سال محزون بود . پس از آن باز با حوا درآميخت و شيث زاده شد . در اين هنگام از عمر آدم - به روايت آن هفتاد و دو حبرى كه پيش از ظهور حضرت مسيح ، كه يادش گرامى باد ، تورات و كتابهاى پيامبران را براى بطلميوس پادشاه مصر ، نقل كرده‌اند « 14 » ، و شرح آن در موضع خود خواهد آمد - دويست و سى سال گذشته بود و به روايت توراتى كه اينك ، پس از آمدن مسيح ، در دست يهود است ، صد و سى سال ، و بنا به هر دو روايت سراسر عمر آدم نهصد و سى سال بود « 15 » . شيث پسر آدم گويند كه او نخستين كسى بود كه نوشتن را ابداع كرد و فرزندان خود را به آن زندگانى سعادت آميزى كه پدر و مادرش در بهشت داشته بودند ، ترغيب كرد . آنان به كوه حرمون « 16 » رفتند و در آنجا اعتكاف كردند و زهد و عبادت پيش گرفتند و به زنان نپرداختند . از اين رو اينان را فرزندان الوهيم - يعنى خداى - ناميدند براى شيث آنوش زاده شد و او در اين سال به رأى تورات سبعينى دويست سال داشت و به رأى يهود صد و پنج سال ، و همهء عمر او بنابر هر دو رأى نهصد و دوازده سال بود .