غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
144
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
چون خبر جنگ جمل و سرنوشت آن به معاويه رسيد مردم را به قتال على و گرفتن انتقام خون عثمان برانگيخت . مردم به عنوان امير - نه خليفه - با او بيعت كردند . على رسولى نزد معاويه فرستاد و او را به بيعت خود خواند . معاويه بيعت نكرد . على با هفتاد هزار مرد جنگى از كوفه بيرون شد و معاويه با هشتاد هزار تن بيامد و در صفين - جايى ميان عراق و شام - فرود آمد و بر على پيشدستى كرد و بر فرات مسلط شد . على اشتر نخعى را بفرستاد . او سپاه معاويه را از كنار فرات براند و خود بر فرات استيلا يافت . سپس جنگ درگرفت . چهل روز نبرد كردند . از عراقيان بيست و پنج هزار نفر و از شاميان چهل و پنج هزار نفر كشته شدند . آنگاه على از صف سپاه بيرون آمد و معاويه را گفت : چرا بايد مردم به خاطر من و تو كشته شوند ؟ بيا تا من و تو با هم نبرد كنيم ، هر كس ديگرى را كشت خلافت از آن او باشد . معاويه به يارانش گفت : على اين را مىداند كه با هر كس مبارزه كند او را خواهد كشت . پس قرآنها بر سر نيزه كردند و فرياد زدند : اى مردم عراق ميان ما و شما اين كتاب خداست ، شما را به آن دعوت مىكنيم . على گفت : اين كتاب خداست ، پس چه كسى ميان ما حَكَم خواهد شد ؟ شاميان عمرو بن العاص را برگزيدند و عراقيان ابو موسى اشعرى را . احنف گفت : ابو موسى مردى كم عمق است و برندگى ندارد . مرا به جاى او انتخاب كن تا براى تو وثيقت بستانم و هر گونه كه بخواهى خلافت را بر تو استوار كنم . ولى يمنيان بدين راضى نشدند . آنگاه سندى نوشتند كه دو حَكَم بر مقتضاى كتاب خدا و سنت و جماعت حكم كنند و زمان اين حكميت را ماه رمضان قرار دادند . على به كوفه حركت كرد و معاويه به شام . چون على به كوفه رسيد دوازده هزار تن از قرّاء از او جدا شدند و فرياد مىزدند : از رويارويى با حادثه عاجز آمدى و تن به حكميت دو مرد دادى ، حال آنكه خدا مىگويد إِنِ الْحُكْمُ إِلّا لِلّهِ 6 : 57 ( : جز براى خداوند حق حكميت نيست ) . ابو موسى اشعرى و عمرو بن العاص در موضعى ميان مكه و كوفه و شام گرد آمدند . زمان آن هشت ماه پس از جنگ صفين بود . جمعى از صحابه و تابعين نيز حضور يافتند . ابن عباس ابو موسى را گفت : هر چه را فراموش مىكنى اين نكته را فراموش منماى كه در على حتى يك خصلت نيست كه او را از