غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
128
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
شام راند . هم در اين سال دستههاى گوناگونى از قبايل عرب با مردم مكه هم پيمان شده به مدينه تاختند . پيامبر براى مقابله با آنان ، نيروهاى خويش را بسيج كرد و چون مسلمانان از مشركان بيمناك بودند فرمان داد تا خندق بكنند . دو سپاه بيست و اند روز در برابر يك ديگر درنگ كردند و هيچ جنگى رخ نداد . تا آنگاه كه يكى از مشركان به ميدان شتافت و از سپاه مسلمانان مبارز طلبيد . على بن ابى طالب [ ع ] به نبرد او رفت و او را بكشت و پس از او يكى ديگر از يارانش را نيز به قتل رسانيد . كشته شدن اين دو سبب هزيمت احزاب شد هر چند به ساز و برگ بر مسلمانان برترى داشتند و شمار جنگجويانشان نيز بسى بيشتر بود . سال پنجم هجرى غزوهء دومة الجندل و غزوهء بنى لحيان واقع شد . سال ششم پيامبر به تن خويش به غزوه بنى المصطلق رفت و از ايشان اسيران فراوان گرفت . سال هفتم غزوهء خيبر ، شهر يهوديان ، واقع شد . على بن ابى طالب درِ قلعهء خيبر را از جاى بكند و چون سپر بر سر خود گرفت و با خيبريان جنگيد . سال هشتم سال فتح مكه بود . پيامبر به مسلمانان فرمان داد كه جز با كسى كه با آنان مىجنگد جنگ نكنند و هر كس كه به مسجد الحرام رود در امان است و هر كس كه درِ خانهاش را به روى خود ببندد و دست به كارى نزند در امان است و هر كه به پردهء كعبه درآويزد در امان است . بجز قومى كه او را آزار داده بودند . چون ابو سفيان ، بزرگ مكه ، از بيم شمشير ، اسلام آورد و سپاه مسلمانان را ديد ، عباس را گفت : اى ابا الفضل برادرزادهات پادشاهى بزرگ شده است . عباس گفت : واى بر تو ، اين پادشاهى نيست كه پيامبرى است . ابو سفيان گفت : بلى ، چنين است . سال نهم به غزوهء تبوك - كه از بلاد روم بود - بيرون رفت ، ولى به جنگ نيازش نيفتاد . سال دهم مسيلمهء كذّاب در يمامه دعوى نبوت كرد . او سخنان مسجع مىگفت تا با قرآن معارضه كند ، با عباراتى چنين : « انعم الله على الحبلى . اخرج منها نسمة تسعى . من بين صفاق و حشاً » . هم در اين سال پيامبر عليه السلام بيمار شد و در روز دوشنبه دو روز از ماه صفر باقى مانده به جهان باقى رخت كشيد . مدت عمر او