غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
105
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
براى شهر بيزانس بارويى ساختند و بر مساحت شهر چهار ميل درافزود و آن شهر را قسطنطنيه ناميد و پايتخت را به آنجا نقل كرد . در سال هفتم آماده نبرد مكسانتيوس پسر دختر ديوكلتيانوس شد زيرا او عصيان كرده بود و دست بيعت نمىداد و بر رم غلبه يافته بود . قسطنطين در انديشه بود كه به كدام يك از خدايان پناه برد تا پيروز شود . در همان حال كه مىانديشيد هنگام نيمروز بود ، سر به آسمان برداشت ، رايت صليب را در آسمان ديد كه چون نور ، و بر آن نوشته بود : به يارى اين شكل پيروز مىشوى . قيصر فرمان داد دو صليب زرين ساختند و در جنگها بر نيزه نصب كرد . سپس به جنگ رم رفت . مكسانتيوس به مقابله بيرون آمد . در نهر افتاد و جان باخت . قسطنطين شهر رم را بگرفت . در اين هنگام از يهود و بتپرستان قريب دوازده هزار مرد ، افزون بر زنان و كودكان ، در رم غسل تعميد يافتند . پس از قيصر مادرش هلنا مسيحى شد و غسل تعميد به جاى آورد و به اورشليم رفت تا زيارت كند . در آنجا با توجهى خاص صليب مسيح را طلب كرد و فرمان داد كليساهايى چند بنا كردند ، و صليب را بگرفت و به قسطنطنيه برد . از آن پس مسيحيّت رو به گسترش نهاد و اكثر امم مجاور از روميان و جلالقه « 348 » و صقلابها « 349 » و بر جان « 350 » و روس و آلان « 351 » و ارمن و گرجيان بدان گرويدند و همه قبطيان مصر نيز مسيحى شدند و جز ايشان بسيارى از سياهان حبشه و نوبه و ملل ديگر . پس از اينان جماعاتى از ترك به مسيحيت گرويدند . قسطنطين كليساى بزرگى در قسطنطنيه بنا كرد و آن را هاكياسوفيا [ : اياصوفيا ] « 352 » ناميد ، يعنى حكمت مقدس . و كليساى ديگرى ساخت به نام سلّيحين و كليسايى در شهر بعلبك . مردم بعلبك پيش از اين در زنان مشاركت مىكردند ، از اين رو كسى را نسب مشخصى نبود . قيصر آنان را از آن كار منع كرد . آنان نيز ديگر مرتكب آن نشدند . در انطاكيه معبدى كه داراى هشت گوشه بود به نام حضرت مريم بنا كرد . در ايام او شاپور پادشاه ايران شهر نصيبين را سى روز محاصره كرد . و به دعاى مار « 353 » يعقوب ، اسقف آن شهر ، و مارافريم ، شاگردش ، نوميد از آنجا برفت . در راه بازگشت در بين النهرين به جنگ پرداخت . قسطنطين بار ديگر به نبردش برخاست . چون به نيكو مىديده « 354 » رسيد مرگش فرا رسيد . اين واقعه به سال 642 اسكندرى در