غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

104

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

در عصر اين قيصر فرفوريوس « 344 » صورى در علم فلسفه اشتهار يافت و در فلسفه سرآمد شد . چون بر دوست او خروساوريوس معرفت كلام ارسطو دشوار آمد به دو شكايت برد . او گفت كلام حكيم محتاج به مقدمه‌اى است كه طالبان حكمت در زمان ما به سبب فساد اذهانشان بدان دست نيافته‌اند . آنگاه به تصنيف كتاب ايساغوجى ، يعنى مدخل ، پرداخت . دوستش ايساغوجى را از او بياموخت ، و اين مدخل را بر كتاب منطق ارسطو افزودند و آن را در آغاز آن كتاب آوردند . اين مقدمه همچون خورشيد روشنگر تا به زمان ما رسيده است . از تصانيف اوست همين ايساغوجى ، و كتاب مدخل به قياسات حمليه ، و دو كتاب ديگر كه براى مردى به نام لبانو تصنيف كرده ، و كتابى در رد محيوس [ ؟ ] در عقل و معقول در نه مقاله كه نسخهء سريانى آن موجود است ، و كتاب اخبار فلاسفه كه مقالهء چهارم آن به زبان سريانى يافته شده ، و نيز كتاب اسطقسات كه مقاله‌اى است به زبان سريانى . قسطنطين كبير پس از مرگ ديوكلتيانوس دوازده سال ديگر سلطنت كرد « 345 » . به بيمارى برص دچار شد . خادمان بتكده‌ها او را گفتند كودكان شهر را سر ببرد و با خون آنها تن خود را بشويد تا از بيمارى آسوده شود . او نيز گروهى از كودكان را بگرفت تا سر ببرد ، به ناگاه صداى شيونى عظيم از شهر شنيد ، از كشتن كودكان سر باز زد . در آن شب پطروس و پولوس را در خواب ديد كه مىگويند نزد سيليبيطريس « 346 » اسقف رم بفرست تا بيايد و تو را شفا بخشد . بامداد قيصر كس به طلب اسقف فرستاد . او را بياوردند . اسقف زبان به موعظه گشود و براى او راز مسيحيّت را آشكار كرد و او را به كيش خود فراخواند . چون قيصر غسل تعميد كرد از برص شفا يافت و فرمان داد معابد ويران شدهء مسيحيان را از نو بسازند . با اين همه رشتهء ايمانش چندان استوار نبود . قسطنطين قيصر قاهر او سى و دو سال پادشاهى كرد . « 347 » در سال دوم حكومت او شاپور پسر هرمزد به پادشاهى رسيد و شصت و نه سال حكم راند . در سال سوم فرمان داد