غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
87
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
راست مىگوييد . اكنون برويد و آن كودك را جستجو كنيد چون او را يافتيد به من نيز خبر دهيد ، تا من هم بيايم و در برابر او نماز برم . آن مجوسان برفتند و ديگر نزد او باز نگشتند . هروديوس سخت خشمگين شد و فرمان داد همهء كودكان بيت لحم را از نوزاد تا دو ساله بكشند زيرا نمىدانست كه آن نجات دهنده كى به دنيا مىآيد . مريم در اين روزگار سيزده ساله بود . پنجاه و يك سال در جهان بزيست . اوتغنيوس « 255 » فيلسوف به قيصر نامه نوشت و او را از آمدن مجوسان و خبر دادن از رسالت نوزاد آگاه كرد و گفت كه ايرانيان از مشرق به سرزمين تو داخل شدهاند و براى تقرب به كودكى كه در سرزمين يهودا متولد شده هدايا آوردهاند ، اما اينكه اين كودك كيست و پسر كيست ما را هنوز خبرى نيست . قيصر پاسخ داد كه هروديوس عامل ما بر يهود ، ما را از آن خبر خواهد داد و ما را از چند و چون آن آگاه خواهد ساخت . آنگاه قيصر به هروديوس نامه نوشت و خبر پرسيد . هروديوس پاسخ داد و گفت كه مجوس دربارهء او چه گفتهاند و او هم كودكان بيت لحم را كشته است شايد آن كودك هم در ميان آنان كشته شده باشد . در اين شب كه مجوسان آمدند يوسف با مريم و نوزاد به مصر گريختند و دو سال در آنجا درنگ كردند . چون از مرگ هروديوس خبر يافتند به شهر خود ناصره بازگشتند . هروديوس پيش از آنكه بميرد ، زن خود مريم - دختر يوحنا اسكندر ، پادشاه يهود - و برادر و مادر او و خلاصه هر كه را از نسل پادشاهان يافته بود به قتل آورده بود . سپس به بيمارى استسقاء و نقرس دچار شد و دو سال از آن دو بيمارى در شكنجه بود ، تا بمرد . چون هروديوس بمرد ، پسرش اركيلاوس « 256 » به جاى او نشست و نه سال حكومت راند . پس اوگوستوس او را در بند كرد و كشور يهود را به چهار قسمت كرد و سه قسمت آن را به برادران اركيلاوس ، يعنى هروديوس و آنتىپاتر و فيليپوس داد و قسمت چهارم را به لوسانيا . تيبريوس « 257 » قيصر او بيست و دو سال پادشاهى كرد « 258 » . در سال نخست پادشاهىاش زلزلهاى عظيم حادث شد و بسيارى از بناها را ويران و بسيارى از مردم و چارپايان را هلاك كرد . در سال هفتم هروديوس پسر هروديوس شهر طبريه را به نام او بنا نمود . در سال