ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
755
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و بنابر اين آنچه را كه انسان بكوشش و قدرت خود بدست ميآورد « كسب » مينامند و اين مانند ميراث است چه آن را نسبت به مرده كسب ميگويند نه رزق زيرا بسبب آن سودى نبرده است و نسبت به وارثان هنگامى كه از آن برخوردار شوند نام آن رزق است . اينست حقيقت مفهوم رزق در نزد اهل سنت ، ولى معتزله ميگويند شرط آنكه چنين ثروتى را رزق نامند اينست كه تملك آن صحيح باشد و بعقيدهء ايشان هر چه نتوان آن را بعنوان تملك تصرف كرد رزق نيست و كليهء اموال غصبى و حرام را از اين مفهوم بيرون ساختهاند و ميگويند هيچيك از اين گونه اموال را نميتوان رزق ناميد . و حال آنكه خداى تعالى به غاصب و ظالم و مؤمن و كافر روزى ميدهد و هر كه را بخواهد برحمت و هدايت خود اختصاص ميدهد [ 1 ] . و ايشان ( معتزله ) درين باره دلايلى دارند كه محل بحث آنها اينجا نيست . سپس بايد دانست كه كسب عبارت از كوشش و اراده كردن براى گردآورى و بدست آوردن مايهء گذران است و ناچار بايد براى روزى سعى و عملى وجود داشته باشد هر چند بدست آوردن و جستن آن از راههاى ( صحيح ) آن باشد . خداى تعالى فرمايد : پس روزى را نزد خدا بجوئيد . و كوشش براى آن وابسته به الهام و رهبرى و قدرتى است كه خدا به انسان ارزانى ميدارد ، و همهء موجبات آن از جانب خداست و ناچار بايد در هر گونه محصول و ثروتى نيروى كار انسانى مصرف شود زيرا اگر مانند صنايع بنفسه كارى باشد پيداست كه كار انسانى در ايجاد آن ضرورت دارد و اگر از حيوان يا گياه يا معدن بدست آيد باز هم ناچار بايد بنيروى كار انسانى حاصل گردد ، چنان كه مىبينيم ، و گر نه بهيچرو چيزى بدست نخواهد آمد و سودى از آن حاصل نخواهد شد . سپس بايد دانست كه خداى تعالى دو سنگ معدنى را ، كه عبارت از زر و سيم است ، براى قيمت هر محصول و ثروتى آفريده است و آنها اغلب ذخيره و مايهء كسب
--> [ 1 - ) ] اشاره به : يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ من يَشاءُ 2 : 105 . سورهء بقره ، آيهء 105 .