ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
756
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
جهانيان ميباشند و اگر هم در برخى از اوقات مواد ديگرى بجز زر و سيم مياندوزند باز هم به قصد بدست آوردن آن دو مىباشد ، زيرا هر ثروتى بجز زر و سيم در معرض نوسانهاى بازار و ركود آن واقع مىشود ولى زر و سيم ازين ماجرا دور هستند . بنابرين زر و سيم اصل و اساس همهء كسبها و بمنزلهء مايهء كسب و اندوخته است . و چون همهء اين مقدمات ثابت شد بايد دانست كه آنچه انسان از آن سود برمىگيرد و از ميان انواع ثروتها آن را كسب مىكند اگر از جملهء صنايع باشد پس مايهء سودى كه از آن بدست ميآيد ارزش كاريست كه در آن انجام گرفته و قصد انسان از بدست آوردن و اندوختن همان ارزش كار است زيرا در اينجا بجز كار چيز ديگرى نيست و آن مقصود ذاتى براى اندوختن نمىباشد . آگاهى از صنايعى است كه چيزهاى ديگرى هم در آنها هست مانند نجارى و پارچه بافى كه با آنها چوب و رشتن هم مىباشد ولى در آن دو كار افزونتر است و بنابر اين ارزش آن يعنى كار بيشتر است . و اگر ثروت و وسيلهء معاش بجز صنايع باشد آن وقت نيز ناچار بايد در قيمت آن فايده و مايهء كسب را در نظر گرفت و ارزش كارى را كه بسبب آن بدست آمده است در آن داخل كرد زيرا اگر كار نمىبود فايده و مايهء كسب آن بدست نميآمد و گاهى در بسيارى از مواد ملاحظهء كار آشكار است آن وقت براى آن بهرهاى از ارزش خواه كوچك يا بزرگ قرار ميدهند و گاهى هم جنبهء كار نهفته و ناپيداست چنان كه در اسعار مواد غذائى معمول در ميان مردم ارزش كار نهان است چه اعتبار كارها و مخارج مربوط به آنها در اسعار حبوب و غلات ملحوظ مىباشد ، چنان كه ياد كرديم ، ولى اين اعتبار در نواحى و كشورهائى كه امر كشاورزى و مخارج آن اندكست پوشيده و نهان مىباشد و بجز گروه قليلى از كشاورزان آن را احساس نميكنند . بنابر اين آشكار شد كه كليه يا بيشتر سودها و بدست آمدهها عبارت از ارزش كارهاى انسانيست و هم مفهوم رزق و روزى معلوم شد و بثبوت رسيد كه روزى آن