ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

736

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ميآيد و نفس انسان از اين عادات به الوان گوناگونى متلون مىشود كه حال وى با آنها در هيچيك از امور دين و دنياى او استقامت نمىپذيرد و اصلاح نمىشود . اما اصلاح نشدن امور دينى بسبب آن است كه آئين « صبغت » عادات مزبور چنان در وى ريشه ميدواند و مستحكم مىشود كه جدا شدن از آنها بر او دشوار ميگردد . و اصلاح نشدن امور دنيوى وى بدان سبب است كه عادات مزبور نيازمنديها و مخارج بسيار براى او پيش ميآورد و اين نيازمندىها به حدى افزون است كه عوايد او در برابر آنها وافى نيست ، زيرا به علت تفنن‌جوئى در شهرنشينى مخارج مردم شهر فزونى مىيابد و حضارت به نسبت اختلاف عمر انها متفاوت است و هر چه عمران بيشتر باشد حضارت به همان نسبت كاملتر خواهد بود . و ما در فصول پيش ياد كرديم كه شهرهاى پر جمعيت بگرانى بازارها و فزونى بهاى نيازمنديها اختصاص دارد . سپس وضع باجها بر قيمتها ميافزايد زيرا كمال حضارت هميشه در پايان دوران دولت و هنگام نيرومند شدن آن روى ميدهد و اين مرحله همان زمان وضع باجها بوسيلهء دولتهاست ، چه در اين مرحله مخارج دولت چنان كه ياد كرديم فزونى مىيابد و نتيجهء وضع باجها اين است كه فروشندگان كالاها اجناس خود را گران ميكنند ، زيرا كليهء بازاريان و بازرگانان باجها را حساب ميكنند و آنها را روى بهاى كالاها و اجناس خود ميافزايند و كليهء مخارجى را كه براى بدست آوردن اجناس متحمل ميشوند و حتى مخارج خودشان را بر بهاى كالاها اضافه ميكنند و بدين سبب باجها داخل قيمت اجناس مىشود و بالنتيجه مخارج شهرنشينان افزايش مىيابد و از مرحلهء ميانه روى به اسراف منتهى مىشود و هيچ راهى براى بيرون شدن از اين وضع ندارند ، زيرا عادات تجمل خواهى و شهرنشينى بر آنان چيره مىشود و از آنها فرمانبرى ميكنند و كليهء وجوهى را كه از راه پيشه‌ها و حرفه‌ها بدست ميآورند بايد صرف اين گونه تجملات كنند و از اين رو يك به يك گرفتار بينوائى و فقر ميشوند و در ورطهء مسكنت و نادارى غوطه‌ور ميگردند و خريداران كالاها تقليل مييابند و در نتيجه بازارها كاسد مىشود و وضع شهر رو بتباهى ميگذارد و موجب همهء