ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

734

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و نامسكونى از آن رخت بربست و ناپديد شد [ 1 ] ولى بربرهاى مغرب به همان شيوه‌هاى باديه‌نشينى و خشونت زندگى بازگشتند . و در هر حال حضارت در افريقيه بيش از شهرهاى مغرب تأثير بخشيده است ، زيرا سلسله‌هاى دولتهاى پيشين در آن سرزمين بيش از مغرب بوده‌اند و عادات و رسوم ايشان بمصريان نزديكتر است ، از اين رو كه رفت و آمد ميان دو ناحيه فراوان است . پس اين راز را كه از ديده‌هاى مردم پوشيده است بايد نيك دريافت . و بايد دانست كه همهء اينها از امورى است كه با يك ديگر تناسب دارند ، يعنى وضع دولت از لحاظ ضعف و نيرومندى و بسيارى يك ملت يا يك نسل و بزرگى شهر يا شهرستان و فراوانى نعمت و ثروت و ديگر كيفيات همهء اينها با هم متناسبند . [ زيرا دولت و پادشاهى بمنزلهء صورت جمعيت و اجتماع است و مجموعهء رعايا و شهرها همچون مادهء آن صورت‌اند ] [ 2 ] چنان كه اموال خراج عايد مردم مىشود و ثروت ايشان اغلب از بازارها و تجارتخانه‌هايشان بدست ميآيد و هر گاه سلطان حقوق و مستمرى را به اعضاى خود بپردازد باز همان ثروت در ميان مردم پراكنده مىشود و باز از راه آنان بسوى دولت ميرود و بنابر اين ثروت بوسيلهء باج و خراج از دست مردم خارج مىشود و از راه مستمرىها و حقوقها به ايشان باز ميگردد ، و ثروت رعايا به نسبت توانگرى دولت است و همچنين به نسبت ثروت رعايا و بسيارى ايشان ، دولت توانگرى مىيابد و اساس و اصل همهء اينها عمران و اجتماع و فزونى آن است . پس اين نكات را بايد در نظر گرفت و نيك انديشيد آن وقت همهء آنها را در دولتها خواهيم يافت ، و خدا حكم مىكند و حكم او را رد كننده‌اى نيست [ 3 ] .

--> [ 1 - ) ] ( عفا ) در ( 1 ) بغلط ( عفى ) آمده است . [ 2 - ) ] از چاپ « ب » صورت و ماده اصطلاح حكمت است كه بارها مؤلف آنها را به كار برده . [ 3 - ) ] وَ الله يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ 13 : 41 . س . الرعد . آ : 31