ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1274
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
سرآمد شاعران است و باتفاق آرا استاد و پيشواى نظم و نثر در ملت اسلام شمرده مىشود و از بهترين اشعار وى در اين سبك زجلى است كه بدينسان آغاز مىشود : باده را در جامها درآميز و آن را براى من پر كن و پياپى در ده . ثروت تنها براى اين آفريده شده است كه آن را بر باد دهند . و از سخنان وى بر طريقهء صوفيان كه بسبك يكى از آن گروه « بنام » ششترى [ 1 ] سروده است اين زجل است : از طلوع « آفتاب » تا غروب آن بيك غزل درآميخته است : هر آنكه نبايد در عالم وجود باشد درگذشت و آنكه بايد بماند باقى ماند . و نيز از بهترين آثار او در همين اسلوب زجلى است كه بدينسان آغاز مىشود : اى پسرك من ، دورى از تو براى من بزرگترين مصيبت بشمار ميرود . و هنگامى كه به تو نزديك شوم ، كشتى اميدم بساحل ميرسد [ 2 ] - و در عصر وزير ابن خطيب در اندلس زجل ساز ديگرى بنام محمد بن عبد العظيم از مردم وادى آش [ 3 ] مىزيست كه در اين شيوه از پيشوايان و استادان بشمار ميرفت و او را زجلى است كه آن را باقتضاى زجل مدغليس : « روشنائى تابيد و ستارگان درخشانند » بدينسان سروده است : اى رندان اسرافكار ! هنگام سرمستى و شيدائى فرا رسيد ، زيرا خورشيد ببرج حمل فرود آمده است « فروردين ماه آمده است » هر روز مستى و جنون را از سر - گيريد و مبادا خرد و دورانديشى را ميان آن فاصله سازيد . بسوى « شنيل » [ 4 ] بشتابيم ، و در آنجا بر روى چمنزارهاى خرم و سرسبز ببادهگسارى و مستى دست يازيم .
--> [ 1 - ) ] شايد منظور : شبسترى است كه در نسخ بدين صورت درآمده است . [ 2 - ) ] خويشاوندانم را فراموش ميكنم . ( ن . ل ) . [ 3 - ) ] . Guadix [ 4 - ) ] Xenil نام رودخانهايست نزديك غرناطه Grenade ( دسلان ص 441 ج 3 ) شنبل در چاپ پاريس و سبيل در چاپ دار الكتاب اللبنانى غلط است .