ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1231

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نكته باشد . آنگاه مطالبى را كه در اين باره نوشتم [ 1 ] براى او بيان كردم وى با حالت تحسين‌آميزى سكوت كرد سپس به من گفت : اى فقيه ، سزاست كه اين سخن را بر زر بنويسند . و از آن پس مرا در پايهء بالاترى مىنشانيد و در مجالس تعليم ( درس ) بگفتار من گوش فرا ميداد و فهم و درايت مرا در علوم تصديق ميكرد . و خدا انسان را بيافريد و او را بيان بياموخت [ 2 ] . فصل [ 3 ] در اينكه اساس و رتبهء سخن مطبوع از نظر بلاغت استوارتر و برتر از سخن مصنوع است [ 4 ] بايد دانست كه راز و حقيقت اينكه نوعى سخن را عبارت [ 5 ] و خطاب مىگويند اين است كه افادهء معنى مىكند ، ولى اگر سخنى بىمعنى و مهمل باشد آن وقت مانند مرده‌اى خواهد بود كه تعبيرى ندارد . و بر حسب تعريفى كه علماى بيان از بلاغت ميكنند و ما آن را ياد كرديم ، كمال افاده همان بلاغت است ، زيرا علماى بيان ميگويند : بلاغت عبارت از مطابقت سخن با مقتضاى حال است و فن بلاغت شناختن شرايط و احكامى است كه بدانها تركيبهاى لفظى با مقتضاى حال مطابقت مىكنند و اين شرايط و احكامى كه در تركيبهاى

--> [ 1 - ) ] در ضمن مذاكرهء مؤلف با ابن خطيب در همين فصل ترجمهء آن گذشت ( رجوع بصفحهء 1229 شود ) . [ 2 - ) ] خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ 55 : 3 - 4 . س : الرحمن - آ : 2 و 3 . [ 3 - ) ] اين فصل در چاپهاى مصر و بيروت نيست از اين رو از ص 351 تا ص 357 چاپ « پ » ترجمه و با نسخهء خطى « ينى - جامع » ( برگ 260 و 261 ) مقابله شد . [ 4 - ) ] عنوان فصل در چاپ « پ » با نسخهء خطى « ينى - جامع » متفاوت است در چاپ « پ » چنين است : « در بيان سخن مطبوع و مصنوع و كيفيت نيكى يا كوتاهى سخن مصنوع » ولى در نسخهء خطى « ينى - جامع » بطريقى است كه در متن ترجمه شده است و چون عناوين اين نسخه به خط مؤلف است پيداست كه در انتخاب آن ترديدى نكردم . [ 5 - ) ] عبارت بر الفاظى اطلاق مىشود كه بر معنى دلالت ميكنند و اندوخته‌هاى درونى انسان را تعبير مينمايند . ( از اقرب الموارد ) .