ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1230
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنان كه عصر اسلام را درك كردهاند طبقهء عالى سخن را در قرآن و حديث شنيدهاند ، سخنانى كه بشر از اتيان به مثل آن عاجز مانده است و چون اين سخنان بر دل آنان نشسته و نفوس ايشان بر اسلوبهاى آنها پرورش يافته است طبعهاى ايشان باستقامت گرائيده و ملكات آنان در بلاغت بر ملكات گذشتگانى كه در عصر جاهليت ميزيسته و اين طبقهء سخن را نشنيده و بر آن پرورش نيافتهاند ، برترى يافته است از اين رو سخنان گويندگان عصر اسلامى خواه نظم يا نثر نسبت به آثار عصر جاهليت از لحاظ ديباچه [ 1 ] نيكوتر و از نظر رونق صافىتر است و مبنا و اسلوب آن منظمتر و مهارت و استادى سخندانان عصر مزبور مسلمتر است ، زيرا آنها از آثارى كه در طبقهء عالى سخن قرار دارد استفاده كردهاند و خوانندهاى كه در اين بحث تأمل كند اگر صاحب ذوق و در بلاغت بصير باشد ، ذوق او در اين داورى بهترين گواه خواهد بود . از استادمان ابو القاسم شريف « سيد » كه در اين روزگار قاضى غرناطه است و استاد اين صناعت ( معانى و بيان و بلاغت ) بشمار ميرود و معلومات خود را در سبته [ 2 ] از گروهى استادان كه از شاگردان شلوبين [ 3 ] بودهاند فرا گرفته است و در علوم زبان متبحر مىباشد و بنهايت مرحلهء آن نائل آمده است . روزى پرسيدم چرا زبان عرب دورهء اسلامى از لحاظ بلاغت در طبقهء عالىترى از زبان عرب جاهليت مىباشد وى با اين كه بداورى ذوق خود منكر اين پرسش نبود ، مدت درازى سكوت كرد و سپس گفت : به خدا نميدانم ؟ گفتم : نكتهاى را كه من دريافتهام بر تو عرضه مىكنم ، شايد سبب آن در اين
--> [ 1 - ) ] ديباچه را در عربى بمعنى اصل فارسى كلمهء ( ديبا ) يا حرير و حله به كار برده و آن را بمجاز بر شعر هم اطلاق كردهاند يعنى « حله تنيده زدل بافته زجان » و بمعنى رخساره و چهره و نقش و نگار و آغاز كتاب هم آمده است . [ 2 - ) ] Ceuta [ 3 - ) ] منظور ابو على عمر بن محمد شلوبين يا شلوبينى متوفى بسال 645 ه ( 1247 - 1248 م ) است كه از علماى بزرگ ادب و نحو بوده و تأليفات بسيارى داشته است و كلمهء شلوبين از ريشهء سالربنا ( Salorbena ) گرفته شده است كه بندرى در ايالت غرناطه ( Grenade ) مىباشد . ( از حاشيهء دسلان ج 3 ص 392 ) .