ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1194
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
شمار افرادى قرار گيرد كه در آن طايفه پرورش يافته و در ميان تيرههاى آن قبيله بزرگ شدهاند و از قوانين و قواعد دوراند . و كلمهء ذوق را كه در ميان اهل صناعت بيان مصطلح است ، بمجاز بر ملكهء مزبور اطلاق مىكنند به شرط آنكه آن ملكه كاملا رسوخ يابد و در زبان جايگير شود و ذوق در لغت براى دريافتن مزهها وضع شده است ، ولى چون جايگاه اين ملكه از لحاظ سخن گفتن در زبان است همچنانكه زبان جايگاه ادراك مزهها نيز مىباشد از اين رو اين نام را ، بمجاز بر ملكهء مزبور نيز اطلاق كردهاند و گذشته از اين ملكهء مزبور در زبان امرى وجدانى است چنان كه مزهها در آن حسى مىباشد و بدين جهات آن ملكه را ذوق ناميدهاند و چون اين موضوع آشكار شد چنين نتيجه ميگيريم كه براى گروهى از مردم غير عرب چون ايرانيان و روميان و تركان در مشرق و بربرها در مغرب كه در زبان عرب دخيل و نزيل مىباشند و به علت آميزش با تازيان از روى ناچارى بتازى سخن مىگويند ، اين ذوق حاصل نمىشود چه آنان از ملكهاى كه دربارهء آن گفتگو كرديم بهرهء ناچيز و اندكى دارند ، زيرا غايت جهدشان پس از سپرى شدن مدتى از عمر و سبقت جستن ملكهء زبان ديگر يعنى زبان مادرى آنها به زبانشان اين است كه از روى ناچارى در صدد فرا گرفتن مفردات و مركباتى برآيند كه هنگام محاوره در ميان مردم شهر [ 1 ] متداول است . و چنان كه در گذشته ياد كرديم اين ملكه از ميان مردم شهرنشين رخت بربسته است و از آن دور شدهاند ، بلكه آنها براى سخن گفتن ملكهء ديگرى دارند كه موافق ملكهء مطلوب زبان نيست .
--> [ 1 - ) ] خلاصهء نظر مؤلف از لحاظ شيوهء تعليم زبان اين است كه زبان را نمىتوان از روى قواعد صرف و نحو و معانى و بيان فرا گرفت ، بلكه وى دو شيوهء عملى را يادآور مىشود : الف - زندگى و آميزش با يك قوم . ب - فرا گرفتن متون و اشعار و خطب و ديگر آثار محاورهء يك ملت . و بعقيدهء او قواعد خشك صرف و نحو و بلاغت هرگز ممكن نيست وسيلهء فرا گرفتن زبان بيگانه باشد و اين نظر او با عقايد مربيان جديد نيز موافق است .