ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1190
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كه عارى از اين گونه شواهد و گفتارهاست ميخوانند و تنها قوانين نحوى را بدون اشعار و سخنان عرب مىآموزند كمتر ممكن است بسبب اين روش بملكهء زبان توجه كنند و آن را دريابند و از اين رو چنين كسانى را چنان مىيابيم كه گمان ميكنند به پايهاى از زبان عرب نائل آمدهاند در حالى كه دورترين مردم از آن ميباشند . و اهل صناعت عربى و معلمان آن در اندلس به تحصيل اين ملكه و تعليم آن نزديكتر از ديگران ميباشند ، زيرا آنها در ضمن آموختن قواعد بشواهد و امثال عرب نيز اهميت ميدهند و در بسيارى از تراكيب سخن عرب در مجالس درس و تعليم ببحث ميپردازند از اين رو مبتدى در ضمن آموختن قواعد ببسيارى از مسائلى كه براى فرا گرفتن ملكه ضروريست سابقه پيدا مىكند و خود را با آن ملكه مأنوس ميسازد و براى بدست آوردن و پذيرفتن آن مستعد مىشود ، ولى بجز اهالى اندلس ديگر اقوام از قبيل مردم افريقيه و مغرب و جز آنان صناعت عربى را از لحاظ بحث و تحقيق بمنزلهء علوم تلقى مىكنند و از آموختن و انديشيدن در تركيبات سخن عرب چشم مىپوشند و فقط در تركيبات از نظر اعراب شاهدى يا ترجيح دادن شيوه و روشى از جهت اقتضاى ذهنى نه از لحاظ توجيهات لسانى و تراكيب آن بحث ميكنند از اين رو صناعت عربى در نظر آنان گوئى يكى از قوانين عقلى منطق و جدل است و از مقاصد لسان و ملكهء آن دور گرديده است . [ و فايدهاى كه از اين شيوه به عالمان آن در اين شهرها و نواحى آنها عايد شده اين است كه به كلى از ملكهء آن دور شدهاند و گوئى در سخن عرب بحث و تحقيق نميكنند ] [ 1 ] و تنها علت آن اين است كه از بحث در شواهد و تركيبات زبان و باز - شناختن شيوههاى گوناگون آن عدول كرده و از تمرين دادن متعلم در اين امور غفلت ورزيدهاند در صورتى كه اين امر از بهترين وسايلى است كه براى كسب ملكهء زبان سودمند مىباشد و اين قوانين بجز وسايلى براى تعليم زبان بيش نيستند ، ولى
--> [ 1 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » .