ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1191
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنها قوانين مزبور را بر خلاف منظورى كه براى آن وضع شدهاند اجرا ميكنند و آنها را بمنزلهء علم خالصى قرار داده و از ثمره و نتيجهء آن دور شدهاند و از آنچه در اين باب بيان كرديم معلوم شد كه حصول ملكهء زبان عربى تنها از راه محفوظات بسيار از سخنان حاصل مىشود تا در خيال متعلم نوردى ( منوالى ) كه بر آن تركيب سخن عرب بافته شده است نقش بندد و او هم بر همان نورد بسخنورى پردازد و بمنزلهء كسى قرار گيرد كه در ميان عرب پرورش يافته است و ذهن او با تغييرات ايشان از مقاصد درآميزد و مأنوس شود تا آنكه ملكهء پايدار در تعبير از مقاصد بر اسلوب سخن عرب براى او حاصل شود . و خدا تقدير كنندهء امور است [ 1 ] . فصل 43 در تفسير كلمهء « ذوق » كه در ميان عالمان بيان مصطلح است و تحقيق معنى آن و بيان اينكه اين ذوق غالبا براى عجمىزبانانى كه عربى مىآموزند حاصل نميشود بايد دانست كه لفظ « ذوق » را كسانى متداول كردهاند كه بفنون علم بيان توجه دارند . و معنى آن عبارت از : حصول ملكهء بلاغت در زبان است . و در فصول پيش تفسير بلاغت را ياد كرديم و گفتيم كه بلاغت عبارت از مطابقت سخن با معنى از كليهء وجوه آن است بسبب خواصى كه براى تركيبات در افاده و رساندن معنى پديد مىآيد . بنابر اين سخنور و بليغ در زبان عرب براى اين منظور هيئت و شكل مفيدى ميجويد كه بر حسب شيوههاى زبان عرب و روشهاى مكالمات ايشان باشد و تا حد توانائى نظم سخن را بر اين شيوهها مراعات مىكند [ 2 ] .
--> [ 1 - ) ] آخر فصل در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : و خدا تقدير كنندهء كليهء امور است و او به غيب داناتر است . [ 2 - ) ] منظور از نظم كلام در اينجا منظم بودن اجزاى جمله بر حسب قوانين نحو و صرف است . رجوع به ص 123 و ص 128 علم الادب تأليف لويس شيخو و صفحات 86 و 88 مقالات آن بنقل از صناعة الترسل تأليف شهاب الدين حلبى شود .