ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1189
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
علم بقوانين اعراب با خود آن ملكه نيز به همين صورت است ، زيرا علم بقوانين اعراب تنها عبارت از آگاهى به كيفيت عمل است [ نه نفس عمل ] و به همين سبب بسيارى از كهبدان ( نقادان ) علم نحو و اشخاص ماهر در صناعت عربى را كه از لحاظ علمى بر همهء آن قوانين احاطه دارند ، مىبينيم . اگر از آنها سؤال شود دو خط به برادر يا بدوستان خود بنويسند يا از ستمى شكايت كنند ، يا يكى از مقصودهاى خود را بنويسند قادر به نوشتن آن نيستند و اغلاط بىشمارى ميكنند و براى اين منظور سخن را نيكو تأليف نمىكنند . و هم بر عكس بسيارى از كسانى را كه در اين ملكه مهارت دارند مىيابيم كه در دو فن نظم و نثر تسلط كامل دارند در حالى كه اعراب فاعل را از مفعول به خوبى تشخيص نميدهند و مرفوع را از مجرور باز نميشناسند و به هيچيك از قوانين صناعت عربى آگاهى ندارند . از اينجا در مىيابيم كه اين ملكه بجز صناعت عربى است و از آن به كلى بىنياز مىباشد . گاهى ممكن است برخى از كسانى را كه در صناعت عربى مهارت دارند بيابيم كه بكيفيت اين ملكه نيز بصير باشند ، ولى چنين كسانى را بندرت و اتفاق مىبينيم و بيشتر اين گونه كسان آنهايى هستند كه الكتاب سيبويه را فرا ميگيرند چه او تنها بقوانين اعراب اكتفا نكرده است ، بلكه كتاب وى مملو از امثال عرب و شواهد اشعار و عبارات ايشان نيز مىباشد . و از اين رو در آن ، قسمت شايستهاى براى تعليم اين ملكه وجود دارد و به همين سبب مىبينيم آنان كه اين كتاب را مىآموزند و وقت خود را صرف فرا گرفتن آن ميكنند بهرهء وافرى از سخنان عرب بدست مىآورند و آن سخنان در ضمن محفوظات آنان در جاى خود و در موارد نيازمنديهائى كه دارند به كار ميرود و بدان وسيله به كيفيت ملكه متوجه مىشوند و بطور كامل آن را فرا ميگيرند و آن وقت بهتر و رساتر منظور خود را به ديگران مىرسانند . و برخى از كسانى كه الكتاب سيبويه را ميخوانند از فهميدن اين گونه مطالب آن غفلت ميورزند و از اين رو علم زبان را از لحاظ صناعت آن مىآموزند و ملكهء آن را بدست نمىآورند اما كسانى كه كتب متأخران را