ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1176

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و در برابر كمال آن متوقف مىشود . و چگونه ميتواند بدان غايت نائل آيد ؟ [ 1 ] و ما هم اكنون بطور اجمال بتحقيق مسائلى از علوم زبان ميپردازيم كه دربارهء آنها گفتگو كرديم ، و خدا راهنماى انسان به راه صواب است . فصل 38 در اينكه لغت ملكه‌اى مانند ملكات صنايع است بايد دانست كه كليهء لغات ملكاتى هستند مانند ملكات صنعت ، زيرا آنها - استعدادهائى در زبان براى تعبير از معانى ميباشند و مهارت يا عجز در تعبير وابسته بكمال يا نقصان آن استعداد يا ملكه است و اين ملكه از راه مطالعه و فرا گرفتن مفردات پديد نمىآيد ، بلكه بايد تركيبات را آموخت و از اين رو هر گاه براى متكلم در تركيب كردن الفاظ مفرد براى تعبير از معنيهائى كه اراده مىكند ملكهء كامل حاصل آيد و هم در تعبير از معانى تركيباتى در نظر آورد كه سخن با مقتضاى حال مطابقت كند ، آن وقت به غايت افاده مقصود خود بشنونده ميرسد . و معنى بلاغت نيز همين است . و ملكه‌ها و استعدادها جز بتكرار افعال بدست نمىآيند ، زيرا هر فعلى نخست كه روى ميدهد از آن صفتى بذات انسان باز ميگردد و پس از تكرار آن صفت به حالى تبديل مىشود و معنى حال در اينجا عبارت از صفت غير راسخ است و آنگاه كه تكرار افزايش مىيابد آن حال به ملكه يعنى صفت راسخ تبديل مىشود . بنابر اين متكلم عرب هنگامى كه ملكهء لغت عربى در وى موجود بود سخنان و - شيوه‌هاى تعبير هم‌نژادان خود را در ضمن مكالماتى كه با يك ديگر مىكردند ميشنود

--> [ 1 - ) ] در اينجا دكتر طه حسين بىآنكه خود بمتن عربى مقدمه مراجعه كند از روى ترجمهء دسلان كه بغلط ضمير مؤنث « بها » را در جملهء « و انى له بها » به كتاب برگردانده است در صورتى كه ضمير مزبور به « غاية » برميگردد ، ابن خلدون را مورد انتقاد قرار داده و نوشته است او بىآنكه اغانى را ببيند از آن گفتگو كرده است ، ولى ساطع الحصرى مؤلف « دراسات عن مقدمة ابن خلدون » بتفصيل انتقاد دكتر طه حسين را رد كرده است . رجوع به ( دراسات عن مقدمة ابن خلدون ص 588 ) شود .