ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1175

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

به زبان و علوم شرعى فقط از لحاظ متون آنهاست كه عبارتند از قرآن و حديث . زيرا در زبان عرب مدخلى براى غير اين علوم نيست بجز شيوه‌اى كه برخى از متأخران بدان گرائيده‌اند و آن اين است كه اين گروه از لحاظ شيفتگى بصناعت بديع هنگام آوردن صنعت توريه در اشعار خويش سخن را به اصطلاحات علمى سوق ميدهند . از اين رو صاحب اين فن با اين كيفيت ناگزير بايد اصطلاحات علوم را بداند تا بفهم آنها قيام كند . و ما از مشايخ خودمان در مجالس تعليم شنيديم كه اصول و اركان اين فن چهار ديوان است : 1 - ادب الكاتب تأليف ابن قتيبه 2 - كامل مبرد 3 - البيان و التبيين جاحظ 4 - نوادر ابو على قالى بغدادى . و بجز كتب - چهارگانه هر چه هست دنبال روى از آنها و فروعى از اصول مزبور مىباشد . و كتب ادباى جديد در اين باره بسيار است . و در صدر اول از عصر ادب فنى ، غنا ( آوازخوانى ) از اقسام اين فن بشمار ميرفت ، چون غنا تابع شعر است و چيزى جز آهنگ آن نميباشد و نويسندگان و فضلائى كه از خواص دولت عباسيان بشمار ميرفتند از لحاظ دلبستگى كه بفراگرفتن شيوه‌هاى گوناگون و فنون شعر داشتند نسبت به آموختن غنا ابراز علاقه ميكردند و بدين سبب پيشه كردن آن در عدالت و مروت مورد طعن نميشد . و قاضى ابو الفرج اصفهانى كتاب خويش را دربارهء اغانى ( سرودها ) تأليف كرد و در آن اخبار و اشعار و انساب و ايام ( جنگها ) دولتهاى عرب را گرد آورد و مبناى آن كتاب را بر غنا دربارهء صد صوت ( آواز ) قرار داد كه مغنيان آنها را براى رشيد برگزيده بودند و او در اين موضوع به خوبى از عهده برآمده و كتابى بسيار جامع و كامل فراهم آورده است و سوگند ياد مىكنم كه كتاب او ديوان عرب و مجموعهء بهترين و نيكوترين آثار پراكنده‌اى بود كه گذشتگان در هر يك از فنون بيادگار گذاشته بودند از قبيل : شعر و تاريخ و غنا و ديگر كيفيات و آداب . و تا آنجا كه ما اطلاع داريم در اين باره كتابى نظير آن وجود ندارد و مباحث آن كتاب بمنزلهء غايت بلندى است كه هر اديبى براى نيل بدان همت ميگمارد