ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

711

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ولى هنگامى كه عمران و اجتماع شهر توسعه يابد و بر جمعيت آن افزوده شود ابزار و وسايل آن هم بسبب كارهاى فراوان و بسيارى صنعتگران فزونى مىيابد تا بمرحلهء نهايى و كمال خود ميرسد ، چنان كه در اين باره گفتگو كرديم . از اين رو همين كه عمران آن انحطاط يابد و از ساكنان آن كاسته شود ، ساختمانهاى آن هم تقليل مىيابد و فاقد بناهاى زيبا و بلند و استوار مىشود و سپس بسبب كمى جمعيت كار و كوشش هم در آن نقصان مىپذيرد و در نتيجه ، جلب ابزار و مصالح مانند سنگ و مرمر و غيره بدان شهر اندك مىشود و رفته رفته مردم به كلى فاقد اين گونه لوازم ميگردند و براى بناها و ساختمانهاى خود از همان مواد و مصالحى كه در بناهاى كهنه به كار رفته استفاده ميكنند و آنها را از كار گاه به كارگاه ديگر نقل ميكنند زيرا بيشتر كارگاهها و كاخها و خانه‌ها بسبب كمى عمران ، خالى از سكنه مىباشد و شهر آن رونق و آبادى نخستين خود را به كلى از دست ميدهد ، سپس پيوسته اين مصالح و ابزار بنايى كاخ بكاخ و خانه به خانه با دست به كار گذاشته مىشود ( نه با وسايل ماشينى يا چرخ ) تا آنكه قسمت عمدهء آنها را به كلى از دست ميدهند و ديرى نميگذرد كه درساختن ابنيه به همان وضع باديه‌نشينى باز ميگردند و بجاى سنگ ، خشت در بناها به كار ميرند و سبك زيبايى و ظرافت را به كلى از دست مىدهند و سر - انجام ابنيهء شهر مانند خانه‌هاى دهكده‌ها و قصبات و روستاها مىشود و آثار باديه‌نشينى در آن نمودار مىگردد ، و آنگاه همچنان رو بنقصان و خرابى ميرود تا به آخرين مرحلهء ويرانى مىرسد ، اگر براى آن مقدر شده باشد . دستور خداى تعالى است در ميان بندگانش .