ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
712
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل يازدهم در اينكه برتريى كه شهرهاى كوچك و بزرگ در رفاه مردم و رواج بازارها بر يك ديگر دارند وابسته به كمى يا بسيارى عمران و اجتماع شهرهاست و علت آن اين است كه ثابت و دانسته شده است يك فرد بشر بتنهايى به كار نيازمنديهاى خود در امر معاش نمىپردازد ، بلكه افراد يك اجتماع با يك ديگر همدستى و تعاون ميكنند تا بتوانند وسايل معاش خود را فراهم سازند و موادى كه در پرتو همكارى و تعاون گروهى از مردم بدست ميآيد براى جماعتى چند برابر آن عده كافى خواهد بود و ضروريات آنها را بر طرف خواهد كرد . چنان كه در مثل يك فرد بتنهايى مقدار خوراك خود را از گندم فراهم نمىسازد ، ولى هر گاه براى بدست آوردن آن ، شش يا ده تن همكارى كنند . يعنى آهنگر و درودگر براى ساختن ابزار و گاودار براى شخم و دروگر براى درويدن خوشهها و تنى چند براى كارها و ضروريات ديگر كشاورزى همدست شوند ، خواه اين كارها را ميان خود تقسيم كنند و يا بطور جمعى آنها را انجام دهند و با اين كار خود مقدارى مواد غذايى توليد كنند ، آن وقت اين مواد غذايى براى گروههايى چندين برابر آنان كافى خواهد بود . بنابر اين كاركرد انسانى پس از اجتماع و همدستى زايد بر ضروريات و نيازمنديهاى آن كارگران خواهد بود . و هر گاه كليهء كارهاى ساكنان يك شهر يا قصبه بر مقدار ضروريات و نيازمنديهاى آنان تقسيم شود ميزان كمترى از آن كارها هم در برابر نيازمنديهاى ايشان كفايت خواهد كرد و كارهاى ايشان يكسره نسبت به ضروريات نيازمنديهاى آنان فزونتر خواهد بود و آن وقت مازاد اين كارها صرف عادات و كيفيات تجمل - خواهى و وسايل رفاه و توانگرى خواهد شد و نيازمنديهاى مردم شهرهاى ديگر را هم