ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1160
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
خاصى شد و آنها را بقيد كتابت آوردند [ 1 ] و آن را صناعتى مخصوص براى ايشان قرار دادند و كليهء قواعد و اصطلاحات اين صناعت را « نحو » ناميدند . و نخستين كسى كه در اين باره تأليف آغاز كرد ابو الاسود دؤلى از قبيلهء بنى - كنانه بود و گويند كه او به اشارهء على ( ع ) بدين منظور همت گماشت چه على ( ع ) تغيير ملكه را مشاهده كرد و از اين رو به ابو الاسود دستور داد آن را حفظ كند و او براى ضبط آنها بقوانين محدود و معينى كه استقرا شده بود متوسل گرديد ، آنگاه پس از وى ديگران نيز در اين باره كتابهائى نوشتند و قواعد مزبور به خليل بن احمد فراهيدى رسيد كه همزمان رشيد بود و مردم در آن روزگار بيش از حد بدان نيازمند بودند ، زيرا ملكهء زبان از ميان عرب رخت بربسته بود اين است كه خليل - ابن احمد به تهذيب آن صناعت پرداخت و ابواب آن را تكميل كرد . آنگاه سيبويه آن علم را از وى اخذ كرد و فروع آن را تكميل نمود و دلايل و شواهد بسيارى بر آن افزود و كتاب مشهور خود را وضع كرد و اين كتاب بمنزلهء راهنمائى براى كليهء كسانى شد كه پس از وى در اين فن به تأليف پرداختند . سپس ابو على فارسى و ابو القاسم زجاج [ 2 ] كتب مختصرى براى متعلمان تأليف كردند و همان روشى را كه سيبويه در كتاب خود ابداع كرده بود پيش گرفتند . پس از چندى دربارهء اين صناعت كتب مفصل تأليف شد و ميان علماى آن در كوفه و بصره دو شهر قديم عرب اختلاف روى داد و دلايل و براهين هر دو دسته فزونى يافت و شيوهء تعليم كوفى و بصرى با هم مباينت پيدا كرد و بسبب كشمكش و اختلاف نحويان در قواعد مزبور دربارهء اعراب بسيارى از آيات قرآن اختلاف نظر پديد آمد و فرا گرفتن اين همه اختلافات و نظريات گوناگون براى متعلمان دشوار شد و وقت آنان را تباه ميكرد . از اين رو متأخران شيوهء اختصار را
--> [ 1 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » بجاى « فقيدوها بالكتاب » « فقيدوها بالكليات » است . [ 2 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » زجاجى است .