ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1158

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

جمله تغييرپذير است و هيچگونه اثرى از آن بجاى نمانده است . از اين رو علم نحو مهمتر از لغت بشمار مىآيد ، زيرا ندانستن آن به كلى مايهء اخلال تفاهم ميگردد در صورتى كه لغت چنين نيست . و خدا داناتر است . [ 1 ] علم نحو بايد دانست كه لغت بر حسب آنچه متعارف است عبارت از تعبير متكلم از مقصود خويش است و اين تعبير عملى مربوط به زبان است [ كه از قصد افادهء كلام ناشى مىشود [ 2 ] ] و از اين رو ناگزير بايد بمنزلهء ملكه‌اى ثابت در عضوى گردد كه آن را انجام ميدهد و آن عضو زبان است . و تعبير از مقصود در ميان هر ملتى بر حسب اصطلاحات « خاص » آن قوم است . و ملكه‌اى كه از آن براى عرب حاصل آمده از نيكوترين ملكات است و بيش از ملكهء هر زبان ديگرى مقاصد را آشكار مىكند ، زيرا در زبان عرب علائم ديگرى بجز كلمه‌ها نيز بر بسيارى از معانى دلالت ميكنند [ مانند حركاتى كه فاعل و مفعول [ 3 ] ] و مجرور يعنى مضاف « اليه » [ 4 ] را تعيين ميكنند و همچون حروفى كه افعال [ يعنى حركات [ 5 ] ] را بذوات ميرسانند بىآنكه به الفاظ ديگرى نيازمند شوند و اين خاصيت جز در زبان عرب يافت نمىشود چنان كه در زبانهاى ديگر براى هر معنى يا كيفيتى ناچار الفاظى برمىگزينند كه بويژه بر آن معانى و كيفيات دلالت ميكنند و از اين رو مىبينيم سخنان مردم عجم « غير عرب »

--> [ 1 - ) ] در چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » آخر فصل چنين است ولى در چاپهاى مصر و بيروت بدينسان تغيير يافته است : و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و توفيق بدوست . [ 2 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 3 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » . [ 4 - ) ] در متن همهء نسخ كلمهء « اليه » افتاده است در صورتى كه اگر « مضاف » باشد عبارت به كلى غلط مىشود . [ 5 - ) ] نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » و در نسخهء خطى « ينى جامع » چاپ « پ » پس از « افعال » ( اى الحركات ) است ولى دسلان آن را او الحركات ترجمه كرده و مينويسد : مقصود حروفى است كه بافعال مجرد افزوده ميشوند تا از آنها افعال مزيد به معانى جديدى پديد آيد و در بعضى موارد اين حروف فعل لازم را متعدى ميكنند و بر عكس .