ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1150
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بمنزلهء ملكاتى براى استنباط و استخراج و مشابهت و قياس گرديد و بعلوم ديگرى نيازمند شدند كه همچون وسايلى براى شناختن علوم شرعى بشمار مىرفتند از قبيل : معرفت قوانين عربى و قوانين اين استنباط و قياس و دفاع از عقايد ايمانى با ادله . زيرا بدعتهاى بسيار و عقايد الحاد پديد آمده بود . و همهء اين دانشها داراى ملكههايى - گشتند كه نياز به تعليم داشت و در زمرهء صنايع ( فنون ) بشمار ميرفتند و ما در گذشته يادآور شديم كه در صنايع شهرنشينان ممارست مىكنند و عرب از همهء مردم دور تر از صنايع مىباشد ، پس علوم هم از آئينهاى شهريان بشمار ميرفت و عرب از آنها و بازار رائج آنها دور بود و در آن عهد مردم شهرى عبارت از عجمان ( ايرانيان ) يا كسانى مشابه و نظاير آنان بودند از قبيل موالى و اهالى شهرهاى بزرگى كه در آن روزگار در تمدن و كيفيات آن مانند : صنايع و پيشهها از ايرانيان تبعيت ميكردند چه ايرانيان به علت تمدن راسخى كه از آغاز تشكيل دولت فارس داشتهاند بر اين امور استوارتر و تواناتر بودند ، چنان كه صاحب صناعت نحو سيبويه و پس از او فارسى و بدنبال آنان زجاج بود و همهء آنان از لحاظ نژاد ايرانى بشمار مىرفتند ، ليكن تربيت آنان در محيط زبان عربى بود و آنان زبان را در مهد تربيت آميزش با عرب آموختند و آن را به صورت قوانين و فنى درآوردند كه آيندگان از آن بهرهمند شوند . همچنين بيشتر دانندگان حديث كه آنها را براى اهل اسلام حفظ كرده بودند ايرانى بودند يا از لحاظ زبان و مهد تربيت ايرانى بشمار مىرفتند [ زيرا فنون در عراق و نواحى نزديك آن توسعه يافته بود ] [ 1 ] و همهء عالمان اصول فقه چنان كه مىدانى و هم كليهء علماى علم كلام و همچنين بيشتر مفسران ايرانى بودند و بجز ايرانيان كسى بحفظ و تدوين علم قيام نكرد و از اين رو مصداق گفتار پيامبر ( ص ) پديد آمد كه فرمود : « اگر دانش بر گردن [ 2 ] آسمان درآويزد قومى
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست . [ 2 - ) ] در چاپ « پ » نسخهء خطى « ينى - جامع » اعناق و در چاپهاى مصر و بيروت : اكناف است .