ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1147

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

از آنچه در محفوظ از ادله و كتاب و سنت است مىباشند و در جستجوى آنند كه آنچه را در خارج مىيابند با آنها مطابقت دهند بر عكس نظريات علوم عقلى كه براى صحت آنها ميكوشند نظريات مزبور را با آنچه در خارج هست تطبيق كنند از اين رو ايشان در همهء نظرهايشان به امور ذهنى و نظريات فكرى عادت دارند و بجز امور مزبور چيز ديگرى را نمىشناسند . در صورتى كه صاحب سياست به مراعات امور خارج و احوال و كيفياتى كه بدان مىپيوندد و از آن تبعيت مىكند احتياج دارد . چه سياست امرى پوشيده است و شايد هم در آن خصوصياتى يافت شود كه نتوان آنها را به شبه يا مثالى ملحق كرد و با كلى ذهنى كه ميخواهند آن را بر آنها تطبيق كنند منافى باشد . و هيچ يك از كيفيات اجتماع و عمران را بر ديگرى نميتوان قياس كرد ، زيرا هم چنان كه در يك امر بهم شباهت پيدا ميكنند شايد در امورى با هم اختلاف داشته باشند اين است كه دانشمندان بسبب عادت كردن به تعميم احكام و قياس كردن امور به يكديگر اگر بامر سياست توجه كنند مسائل آن را در قالب نظريات و انديشه‌ها و نوع استدلالهاى خودشان ميريزند و در نتيجه دچار اشتباهات و غلطكارىهاى بسيار مىشوند و نميتوان بر ايشان از خطا اعتماد كرد . و بايد هوشمندان و مردم زيركى را كه اهل اجتماع و عمرانند نيز به دانشمندان ملحق كرد چه آنان بسبب ذهن روشنى كه دارند مانند فقيهان متمايل بفرورفتن در درياى معانى و قياس و مشابهت ميشوند و در نتيجه در پرتگاه اشتباه و غلط فرو مىافتند ، ليكن مردى عامى كه داراى طبع سليم و هوش متوسطى است به علت آنكه فكرش از اين گونه قياسها و استدلالها قاصر است و آنها را در نظر نمى - گيرد براى هر ماده‌اى ( در امور سياست ) به حكم همان ماده اكتفا مىكند . و در هر دسته‌اى احوال و اشخاصى است كه بر آنچه بدان اختصاص داده شده‌اند مىباشند و حكم را بقياس يا تعميم از حد آن در نمىگذرانند و در بيشتر