ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1143

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

رد كننده‌اى نيست . [ 1 ] فصل 33 در اينكه سختگيرى نسبت به متعلمان براى آنان زيان آور است زيرا تندخوئى و فشار در آموزش براى شاگرد زيانبخش است بويژه در ملكهء « استعداد » خردسالان و نوآموزان تأثيرات بد مىبخشد و هر يك از دانش - آموزان يا غلامان يا خدمتكاران بشيوهء ستم و زور پرورش يابند زور و ستم بر آنان حمله‌ور مىشود و آنان را مقهور مىسازد و انبساط نفس را در تنگنا قرار مىدهد و نشاط آنان را از ميان مىبرد و ايشان تنگخو بار مىآيند و نشاط خود را از دست ميدهند ، و اين حال آنان را بتنبلى ميخواند و وادار به دروغ و خباثت مىكند . و دروغ و خباثت عبارت از تظاهر به جز چيزى است كه در درون انسان مىباشد از بيم اينكه مبادا مورد دست درازى و ستمگرى و زورگوئى واقع شود و بدين سبب مكر و فريب به او مىآموزد و اين صفات عادت و خلق او مىشود و در نتيجهء شهرنشينى و بسر بردن در اجتماع صفات انسانيت وى همچون : جوانمردى و دفاع از جان و مسكن فاسد مىشود و در اين باره اتكالى بار مىآيد و بر ديگران تحميل مىشود و بلكه نفس او در اكتساب فضايل و خوى نيكو سست مىشود و به تنبلى ميگرايد و در نتيجه از غايت و هدف انسانيت خود باز ميماند و محدود مىشود و سرانجام در پرتگاه نگونسار و در پست‌ترين ورطه‌ها گرفتار مىشود . همچنين همين سرنوشت براى هر ملتى كه در چنگال قهر و غلبه واقع شود و دچار ستمگرى و زورگوئى گردد پيش آمده است . و اين كيفيت در هر كس كه مورد استيلا و غلبهء ديگرى واقع شود و « رجال » كشور متكفل كار او و همراه او نباشد مايهء عبرت مىباشد و ميتوانيم آن را بطور استقرا در اين گونه كسان بيابيم . با نگريستن بقوم يهود اين مدعا ثابت مىشود كه

--> [ 1 - ) ] وَ الله يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ 13 : 41 . س : 13 ( الرعد ) آ : 41 .