ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1144

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

چگونه در نتيجهء اين سرنوشت دچار خوى زشت و ناپسند شده‌اند حتى ايشان در همهء اعصار و در هر سرزمين به خرج [ 1 ] وصف مىشوند و معنى كلمه در اصطلاح مشهور نشان دادن خبث و كيد است و سبب آن همان است كه ياد كرديم . و از اين رو سزاست كه معلم نسبت به دانش آموز و پدر نسبت به فرزند خود در امر تأديب روش استبداد پيش نگيرند . چنان كه محمد بن ابو زيد در كتابى كه در موضوع معلمان و متعلمان تأليف كرده ميگويد : سزاوار نيست كه مربى و تأديب كنندهء كودكان اگر نيازمند بزدن ( تنبيه بدنى ) كودكان شود بيش از سه تازيانه در تأديب آنان به كار برد . و از سخنان عمر ( رض ) است كه ميگويد : كسى كه شرع او را تأديب نكند خدا ويرا تأديب نخواهد كرد ، و اين گفتار از لحاظ علاقهء وى به صيانت نفوس از مذلت تأديب است و هم بدين سبب است كه وى آگاه بوده است همان اندازهء تأديبى كه در شرع تعيين گرديده تربيت شخص را بهتر تضمين مىكند چه شرع بمصلحت كسان آگاه‌تر است . و از بهترين شيوه‌هاى آموزش گفتاريست كه رشيد به معلم پسرش پيشنهاد كرد [ خلف احمر [ 2 ] گويد : رشيد براى تأديب پسرش محمد امين كسى نزد من فرستاد [ 3 ] ] وى گفت اى احمر ! امير المؤمنين جگر گوشه و دلبند خويش را به تو مىسپارد او دست قدرت ترا بر او گشاده و فرمانبرى وى نسبت به تو واجب است ، پس براى او چنان باش كه امير المؤمنين به تو تكليف كرده : قرآن را بر او بخوان و اخبار [ 4 ] را به وى ياد ده و براى او اشعار بر روايت آنها نقل كن و سنن [ 5 ] را به او بياموز

--> [ 1 - ) ] در چاپ « پ » و نسخهء خطى « ينى جامع » چنين است ، ولى در چاپ « ك » و ساير چاپهاى مصر حرج است و دسلان كلمهء جرح را ترجيح داده است . [ 2 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » . [ 3 - ) ] دسلان مينويسد ممكن است در اينجا ابن خلدون دچار اشتباه شده باشد ، زيرا ابن خلكان در ضمن شرح حال يحيى برمكى ميگويد معلم امين ، فضل ابن يحيى بوده است و خلف احمر شاعرى بوده كه در حدود سال 180 هجرى ( 796 م ) درگذشته است . [ 4 - ) ] مقصود تواريخ و قصص و داستانهاى عرب و عجم و بخصوص تواريخ مربوط به ايام عرب است . [ 5 - ) ] مقصود اخبار و آثار منقول از پيامبر ( ص ) است .