ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1140

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و اما مردم افريقيه : علاوه بر قرآن غالبا حديث هم بكودكان مىآموزند و به تدريس قوانين علوم هم به آنان ميپردازند و بعضى از مسائل علمى را بر آنان تلقين ميكنند ، ولى عنايت بيشترى به قرآن مبذول ميدارند و كودكان را بحفظ آن وادار مىكنند و اختلاف روايات و قرائت آن را به آنها مىآموزند . پس از قرآن به خط توجه دارند و خلاصه طريقهء ايشان در تعليم قرآن [ 1 ] بيشتر به طريقهء اندلسيان نزديك است ، زيرا در اين باره سند طريقت آنان بمشايخ اندلس پيوسته است . آنان كه هنگام غلبهء مسيحيان بر شرق اندلس از آن كشور بنواحى افريقيه مهاجرت كرده و در تونس استقرار يافته‌اند و كودكان افريقيه از آن پس علوم قرآن را از آنان فرا گرفته‌اند . و اما مردم مشرق : بر حسب اخبارى كه بما مىرسد آنها هم در تعليم مواد چندى را با هم در مىآميزند و نميدانم توجه ايشان از مواد مزبور بكداميك بيشتر است . و بنابر آنچه براى ما نقل مىكنند عنايت آنان در دوران جوانى بتدريس قرآن و كتب علمى و قوانين دانش مصروف است و تحصيلات اين دوره را با تعليم خط در نمىآميزند ، بلكه آنها براى تعليم خط قانون و معلمان خاصى دارند كه جداگانه خط را مانند ديگر صنايع مىآموزند و تعليم خط را در مكاتب كودكان معمول نمىدارند و هنگامى كه الواح را در مكاتب براى كودكان مينويسند بخطى است كه جنبهء هنرى و زيبايى ندارد و كسى كه بخواهد خط را بياموزد بر حسب همتى كه در اين باره پس از دوران مكتب ( ابتدائى ) نشان دهد و فرصت يابد بايد آن را از صاحبان آن صنعت بياموزد . اما نتيجه‌اى كه مردم افريقيه و مغرب از شيوهء تعليم خود گرفته و فقط بتعليم قرآن اكتفا كرده‌اند اين است كه به كلى از فرا - گرفتن ملكهء زبان عاجزاند ، زيرا از قرآن اغلب ملكه‌اى حاصل نميشود از اين رو كه بشر از اتيان به مثل آن مصروف است و به همين سبب ايشان از به كار بردن شيوه‌هاى

--> [ 1 - ) ] ن . ل ولدان .