ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1141

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

قرآن و پيروى از سبك آن روى بر مىتابند و اقوام مزبور در اسلوبهاى ديگرى جز شيوهء قرآن نيز ملكه‌اى ندارند ، از اين رو براى كسانى كه به اين سبك تعليم و تربيت ميشوند هيچ گونه ملكه‌اى در زبان عرب حاصل نميشود و بهرهء آنان جز جمود در تعبيرات و كمى تصرف در سخن چيز ديگرى نيست و چه بسا كه بار مردم افريقيه در اين خصوص نسبت باهل مغرب سبك‌تر است ، زيرا چنان كه گفتيم در ضمن تعليم قرآن برخى از عبارات قوانين علوم را نيز بكودكان مىآموزند و از اين رو تا حدى بر تصرف در تعبيرات و پيروى از سرمشقها و نمونه‌ها قادراند منتها ملكهء ايشان از بلاغت قاصر است ( زيرا بيشتر محفوظات آنان عبارات علوم است كه در مرحلهء پست بلاغت قرار دارند ) [ 1 ] چنان كه در فصول مخصوص آن ياد خواهيم كرد . و اما فايده و نتيجهء شيوهء تعليم مردم اندلس كه داراى تنوع است و از آغاز زندگى بكودكان مقدار بسيارى روايت شعر و ترسل مىآموزند و زبان عربى را براى آنان تدريس ميكنند ، اين است كه براى آنان ملكه حاصل مىشود و بدان به زبان عربى آگاه‌تر [ 2 ] ميشوند و از ديگر علوم عاجزاند ، زيرا از تدريس قرآن و حديث كه اصل و اساس علوم بشمار ميروند دور ميباشند و به همين سبب بر حسب اينكه پس از درجهء تعليم كودكان ( ابتدائى ) درجهء دومى هم داشته باشند يا نه در خط و ادب ماهر و يا قاصراند و همانا قاضى ابو بكر بن عربى در كتاب سفرنامهء خويش بشيوهء شگفتى در تعليم معتقد شده و در اين باره تكرار مىكند و باز از سر مىگيرد . وى تعليم زبان عربى و شعر را بر همهء علوم مقدم داشته است چنان كه روش مردم اندلس نيز چنين است و ميگويد : چون شعر ديوان عرب است ايجاب مىكند كه آن را با قواعد عربى مقدم داريم و ياد دادن قواعد عربى در اصول تعليم ضرور است تا از فساد زبان جلوگيرى شود سپس بايد محصل را به آموختن حساب وادار كرد كه در آن تمرين كند تا قوانين و قواعد آن را بياموزد . آنگاه بايد او را به خواندن

--> [ 1 - ) ] در چاپ بيروت نيست . [ 2 - ) ] در « ينى » عريق‌تر و ريشه‌دارتر .