ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1139

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كسانى كه از تحصيل قرائت قرآن فرو ميمانند به كلى دست از كسب دانش ميشويند . و اين شيوهء مردم شهرهاى بزرگ مغرب است و بربرهائى كه در قصبات و ديه‌ها از اهالى مغرب تبعيت ميكنند نيز اين شيوه را دربارهء تعليم فرزندانشان اجرا ميكنند تا از حد بلوغ درميگذرند و بسن جوانى ميرسند . همچنين همين روش را در بزرگسالانى كه پس از گذشتن مرحله‌اى دراز از عمرشان به خواندن و آموختن قرآن رجوع - ميكنند نيز مجرى ميدارند و آنها بسبب بزرگسالى در فرا گرفتن رسم الخط و املاى قرآن و حفظ آن از ديگران تواناتراند . و اما روش اهل اندلس اين است كه قرآن و كتاب را از لحاظ خواندن و نوشتن مىآموزند و اين هدف را كه باسواد كردن باشد مراعات ميكنند ، ولى از اين رو كه قرآن اصل و اساس خواندن و نوشتن و سرچشمهء دين و علوم مىباشد آن را اصلى براى تعليم قرار داده‌اند و به همين سبب تنها به آموختن قرآن اكتفا نميكنند ، بلكه در تعليم كودكان مسائل ديگرى را با آن در مىآميزند مانند : روايت شعر بطور اكثر و ترسل و واداشتن ايشان بفراگرفتن و حفظ كردن قوانين زبان عربى و حسن خط و نوشتن و عنايت ايشان در تعليم تنها اختصاص به قرآن ندارد بلكه توجه ايشان در اين باره به خط بيش از همهء مواد است . و بارى منظور آنان اين است كه وقتى فرزند از سن بلوغ قدم بمرحلهء جوانى ميگذارد در مرحلهء متوسط ( شادى ) مطالبى دربارهء قوانين زبان عربى و شعر فرا گيرد و در آنها بصيرت پيدا كند و در خط و نوشتن نيز مبرز گردد و بطور كلى اگر سندى براى تعليم وجود داشته باشد بدامان دانش درآويزد ، ولى اندلسيان در اين مرحله دست از تحصيل باز ميدارند ، زيرا در سرزمين آنان سند تعليم قطع شده است و جز همين مقدار تعليم نخستين ، چيزى از خرمن دانش به دست نمىآورند و براى كسى كه خداى تعالى او را ارشاد فرمايد و با استعداد باشد اگر معلمى بيابد همين مقدار هم كافى است .