ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1131
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اين وضع به جدائى او ( از كسب دانش ) منجر خواهد شد و پيداست كه چنين كيفيتى بسبب سوء تعليم پديد مىآيد و سزاوار نيست معلم محصل را در فرا گرفتن كتابى كه به وى مىآموزد بفهم مسائلى فزونتر از حد طاقت و توانائى و برتر از نسبت قبول او براى تعليم وادار كند خواه مبتدى باشد يا منتهى . و نبايد مسائل كتاب را بمسائل ديگرى درآميزد تا بتواند مطالب كتاب را از آغاز تا پايان آن فرا گيرد و مقاصد آن را بدست آورد و بوسيلهء آن بر ملكهاى تسلط يابد كه بدان در جز آن كتاب هم نفوذ كند ، زيرا اگر محصل ملكهء اندكى در يكى از دانشها بدست آورد بسبب آن براى قبول بقيهء آن دانش هم مستعد مىشود و براى او نشاطى در فزون خواهى و همت گماشتن به برتر از آن مرحلهء علمى حاصل ميگردد تا سرانجام بر غايات دانش دست مىيابد ليكن اگر امر بر او تخليط شود و معلومات وى بمسائل ديگر در آميزد از فهم فرو ميماند و خستگى و افسردگى به دو راه مىيابد و انديشهء وى زدوده مىشود و از تحصيل نوميد ميگردد و دانش و تعليم آن را فرو ميگذارد و خدا هر كه را بخواهد رهبرى مىفرمايد . [ 1 ] همچنين سزاست كه معلم در يك فن و يك كتاب متعلم را دير زمانى نگاه ندارد بدينسان كه جلسات درس را از هم گسيخته كند و ميان آنها فواصل دراز بيندازد زيرا چنين روشى وسيلهء فراموشى و از هم گسيختن مسائل از يك ديگر خواهد بود و آنگاه حصول ملكه بسبب پراكندگى مواد آن دشوار خواهد شد . و هر گاه اوايل و اواخر دانش در ذهن حاضر و دور از نسيان باشد آن وقت ملكه آسانتر حاصل خواهد شد و ارتباط آن استوارتر خواهد گرديد و آيين و رنگ آن در ذهن نيكوتر نقش خواهد بست ، زيرا ملكات در نتيجهء پياپى بودن عمل و تكرار آن حاصل ميشوند و هر گاه عمل از ياد برود ملكهء ناشى از آن هم فراموش خواهد شد . و خدا آنچه را نمىدانستيد بشما آموخت [ 2 ] و از شيوههاى نيكو و روشهاى
--> [ 1 - ) ] وَ الله يَهْدِي من يَشاءُ 2 : 213 - س : 74 - آ : 24 . [ 2 - ) ] عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ 2 : 239 . س : 2 « بقره » آ : 240