ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1126

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

عمر او وفا نمىكند و عاجز ميماند و ناچار در مرتبه‌اى فروتر از درجهء تحصيل قرار ميگيرد . و براى مجسم شدن اين امر چگونگى فقه را در مذهب مالكى مثال مىآوريم و كتاب « مدونة » را در نظر ميگيريم كه چه شروحى مانند : كتاب ابن يونس و لخمى و ابن بشير و تنبيهات و مقدماتى بر آن نوشته‌اند [ 1 ] همچنين كتاب ابن حاجب و شروحى كه بر آن نوشته شده است . سپس دانشجو ناگزير است طريقه‌هاى فقهى قيروانى و قرطبى و بغدادى و مصرى را از يك ديگر باز شناسد و طريقه‌هاى متأخران را از شيوه‌هاى مزبور تشخيص دهد و در اين هنگام منصب فتوى براى او مسلم مىشود . و با اينكه همهء كتب و طريقه‌هاى مزبور بجز تكرار موضوع چيزى نيست و معنى در همه يكسان است ليكن دانشجو ملزم است بر همهء آنها آگاه شود و شيوه‌هاى گوناگون ياد كرده را از يك ديگر باز شناسد . در حالى كه عمر در تحقيق يكى از آنها هم كفايت نمىكند و بپايان ميرسد . و اگر معلمان به همين اكتفا ميكردند كه دانشجويان تنها همان مسائل مذهبى را فرا گيرند وضع تحصيل بسيار تغيير مىكرد و روش كار جز اين مىبود كه اكنون متداول است و تعليم آسان ميشد و فرا گرفتن آن سريعتر انجام مىيافت ، ولى اين امر بمنزلهء درد بىدرمانى شده است و عادت بدان آنچنان در آنان استقرار يافته كه همچون طبيعتى تغيير ناپذير شده است . و نيز براى مثال علوم زبان عربى را يادآور ميشويم از قبيل كتاب سيبويه و كليهء شرح و حواشى و تفسيرهائى كه بر آن نوشته شده و شيوه‌هاى گوناگون بصريان و كوفيان و بغداديان و پس از آنان روش اندلسيان . و طرق متقدمان و متأخران مانند ابن حاجب و ابن مالك و جميع كتبى كه در اين باره نوشته‌اند و آنگاه در نظر مىگيريم كه چگونه از دانشجو ميخواهند همهء اينها را بخواند و فرا گيرد و در نتيجه عمر وى در برابر آنها سپرى مىشود و هيچيك از دانشجويان جز عدهء قليل و انگشت شمارى بنهايت آن نميرسند و از چنين كسانى

--> [ 1 - ) ] و كتب بيان و تحصيل بر كتاب « عتبه » . « ك » .