ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1112
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از حيوانات با جهل به فصلهاى آنها آگاه باشيم مانند كژدم از خاك و كاه [ 1 ] و مارهاى تكوين يافته از مو و همچون سخنانى كه صاحبان فلاحت دربارهء تكوين زنبور انگبين ياد ميكنند و ميگويند هر گاه اين زنبور ناياب شود ميتوان آن را از لاشهء [ 2 ] گوسالهاى تكوين كرد . و ايجاد نى از شاخهاى حيوانات سم دار « بطريق كاشتن » و تبديل آن به نيشكر بوسيلهء پر كردن شاخها از عسل هنگام كاشتن آنها ، در اين صورت چه مانعى وجود دارد كه بر نظير اينها در زر و سيم [ در معادن ] [ 3 ] آگاه شويم . [ و اينها همه از راه صناعت انجام مىيابد و البته موضوع آنها ماده است ، ليكن تدبير و چارهجوئى ، آن را تنها به قبول اين فصلها آماده ميسازد نه خلق فصول . « طغرائى » گويد : بنابر اين ما هم نظير اين گونه عمليات را در ] [ 3 ] زر و سيم ميجوئيم و مادهاى بدست مىآوريم كه آن را مورد عمل و چارهجوئى قرار دهيم البته به شرط آنكه در آن نخستين استعداد قبول صورت زر و سيم وجود داشته باشد . آنگاه در چارهجوئى آن مىكوشيم تا در آن استعداد قبول آن فصل را بكمال رسانيم . ( پايان سخن طغرائى بمعنى ) . و گفتارى را كه طغرائى در رد بر ابن سينا ياد كرده صحيح است ، ليكن ما بر رد صاحبان اين صناعت ( كيمياگرى ) مأخذ ديگرى داريم كه بسبب آن عدم امكان وجود كيميا و بطلان پندارهاى همهء ايشان خواه طغرائى و خواه ابن سينا آشكار مىشود . بدينسان كه خلاصهء چارهجويى آنها اين است كه پس از آگاهى بر مادهء آماده به نخستين استعداد آن را موضوع قرار ميدهند و در تدبير چارهجوئى آن شيوهء طبيعت را در برابر جسم معدنى پيش مىگيرند تا آن را به زر يا سيم تبديل كنند و قواى فاعله و منفعله را دوچندان مىسازند تا در زمانى كوتاهتر انجام پذيرد زيرا در جاى خود آشكار شده است كه دو چندان كردن قوهء فاعله از زمان فعل
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى بيروت : نتن بجاى : تبن است . [ 2 - ) ] كلمهء متن نوعى كشك يا پنير از شير ترشيده هم هست ، ولى دسلان معنى نخست را آورده بخصوص كه در چاپ « ك » : من عجاجيل البقر است . [ 3 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » .