ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1111
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از كيفيات آنهاست و كليهء آنها صنفهائى از يك نوع ميباشند [ 1 ] و اختلاف آنها در كيفياتى از قبيل رطوبت و يبوست و نرمى و سختى و در رنگ مانند زردى و سفيدى و سياهى است . و كليهء آنها اصنافى براى اين نوع واحداند ، ولى نظر ابن سينا كه حكماى مشرق هم از او پيروى كردهاند اين است كه فلزات مزبور از لحاظ فصل با هم مختلفاند و انواع متباينى ميباشند و هر يك از آنها مستقل و قائم به خود مىباشد و بحقيقت خود تحقق مىيابد و آن را فصل و جنس خاصى است مانند ديگر انواع . و ابو نصر فارابى بر حسب عقيدهء خود باينكه فلزات مزبور از لحاظ نوع متفقاند بامكان انقلاب و تبديل برخى از آنها به يكديگر قائل شده است ، زيرا در اين هنگام تبديل عرضها به يكديگر و چارهجوئى و تدبير آنها از طريق صنعت امكانپذير خواهد بود . و از اين رو صناعت كيميا در نزد او ممكن و دارى مأخذ آسانى است ، ولى ابو على بن سينا بنابر اعتقاد باختلاف نوع آنها منكر اين صنعت است و وجود كيميا را محال و غير ممكن ميداند و نظر او مبتنى بر اين است كه بوسيلهء صناعت نميتوان به فصل راه يافت ، بلكه فصل هر نوعى را آفريننده و تقدير - كنندهء اشياء مىآفريند كه خداى عز و جل است و حقايق فصلها بطور كلى و اساسا مجهولاند و بتصور در نمىآيند پس چگونه ميتوان آنها را از راه صنعت دگرگونه ساخت ، ولى طغرائى كه از بزرگان اين صناعت است اين گفتار ابن سينا را بغلط نسبت داده و آن را بدينسان رد كرده است كه تدبير و چارهجوئى براى آفريدن و ابداع فصل نيست ، بلكه اين امر مخصوصا براى آماده ساختن ماده جهت قبول آن است و فصل پس از آماده ساختن از جانب آفريننده و خداى آن پديد مىآيد چنان كه پس از صيقلى كردن و آب دادن نور و درخشندگى ايجاد مىشود و ما را نيازى در اين باره به تصور و معرفت آن نيست . « طغرائى » گويد : و هر گاه ما بر آفريدن بعضى
--> [ 1 - ) ] در اينجا در چاپهاى مصر و نسخهء خطى « ينى جامع » اين عبارات افزوده شده است كه در تعريفات ابو نصر فارابى بر اين عقيده است كه فلزات مزبور نوع واحدى هستند و حكماى اندلس نيز از وى پيروى كردهاند .