ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1110

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

سكه و پول رايج مسلمانان منزه ميدارند ، بلكه در جستجوى آنند تا بدين گونه عمليات و از راه بدست آوردن اكسيرى كه عايد آنان مىشود سيم را به زر و مس و قلع را به سيم تبديل كنند ، ما با اين گروه و دربارهء وسايل آنان بحث و گفتگو داريم با اينكه ميدانيم هيچكس از مردم اين جهان بدين مقصود نرسيده يا مطلوب خويش را از آن بدست نياورده است ، بلكه عمر خويش را در تدبير و ساييدن و صلايه كردن و تصعيد و تكليس و برگزيدن خطرات براى گردآورى داروها و جستجوى از آنها بباد مىدهند و در اين باره حكاياتى از ديگر كسانى كه به مقصود نائل آمده يا مطلوب را بدست آورده‌اند نقل ميكنند و بشنيدن اين گونه حكايات و گفتگوى دربارهء آنها قانع مىشوند و در باور كردن آنها هيچ شك و ترديد به خود راه نميدهند و همچون كسانى هستند كه شيفته و دلدادهء اخبار وسوسه‌انگيز در آنچه به عهده دارند ميباشند . و هر گاه از ايشان سؤال شود كه آيا به چشم خود ديده‌ايد ؟ پاسخ منفى ميدهند و ميگويند ما شنيده‌ايم ولى نديده‌ايم . وضع اين گروه در هر عصر و نسلى چنين بوده است و بايد دانست كه پيشه كردن اين صنعت در جهان تازه نيست و از روزگارهاى قديم وجود داشته است و دانشمندان از متقدمان گرفته تا متأخران در اين باره سخن گفته‌اند . و اينك ما عقايد ايشان را در اين باره نقل ميكنيم و آنگاه بدنبال آن تحقيقاتى را كه براى ما دربارهء واقعيت و ماهيت امر آشكار مىشود يادآور ميشويم و خدا توفيق دهندهء آدمى به راه صواب است . پس مىگوييم كه مبنا و اساس سخن در اين صناعت در نزد حكما دربارهء كيفيت معادن هفتگانه يا « هفت جوش » [ 1 ] يعنى : زر و سيم و سرب و قلع « ارزيز » و مس و آهن و روى است كه آيا اينها از لحاظ فصل [ 2 ] با هم مختلف‌اند و هر يك از آنها نوع مستقلى است كه بذات خود قائم است يا اينكه اختلاف فلزات مزبور در خواصى

--> [ 1 - ) ] در فارسى فلزات مزبور را هفت جوش ميگويند رجوع به غياث اللغات شود . [ 2 - ) ] مقصود : فصل در برابر جنس است كه در تعريفات منطقى متداول است .